×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 554

واقعه غدیر

نویسنده: حسینی، سید جواد

اسفند 1382 - شماره 50 (13 صفحه - از 19 تا 31)

خطابه غدیر 6 زبان

مشخصات كتاب:

سرشناسه:مركز تخصصي غديرستان كوثر نبي (صلي الله عليه و اله وسلم)

عنوان و نام پديدآور:خطابه غدير 6 زبان/مركز تخصصي غديرستان كوثر نبي (صلي الله عليه و اله وسلم)

مشخصات ظاهري:نرم افزار تلفن همراه و رايانه

موضوع: غدير - اميرالمومنين علي عليه السلام

نرم افزار اندروید خطابه غدیر در سه زبان:فارسی،عربی،انگلیسی می باشد.

ممکن است این اپلیکیشن دارای مشکلاتی ریزی باشد که از زیر دست ما رد شده و ما متوجه آن نشدیم،لطفا مشکلات خود را به ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید ارسال کنید تا در اولین فرصت برطرف شود و نسخه جدید در اختیار شما قرار گیرد.

با نظرات خود ما را در تولید نرم افزار های بعد یاری فرمایید.

هدیه ای برای تمامی فرزندان پیغمبر که در عالم برزخ بسر می برند.

منبع:خطابه ی غدیر  http://www.khetabeghadir.com

موسسه اسلامی وابسته به سایت حجت الاسلام والمسلمین اصغر سلمان زاده

نرم افزار کتاب الکترونیکی خطبه ی غدیر خم پیامبر(صلی الله علیه و آله) که الحمدالله ورژن اولش به اتمام رسید

دارای این مطالب و امکانات است:

*متن خطبه با ترجمه ی زیر که از روی متن و ترجمه سایت غدیرستان درست شد

*متن عربی به صورت مجزا که از سایت غدیرستان برداشته شد 

*متن ترجمه ی فارسی به صورت مجزا از آقای محمد باقر انصاری که از سایت غدیرستان برداشته شد 

*متن و ترجمه ی(سایت غدیر میثاق)توجه در بخش چهارم یک بند خطبه در ترجمه ی سایت غدیرستان نبود که اضافه گردید که به صورت (((...))) می باشد .

خطبه ی غدیر را با حجم بسیار کم در گوشی خود نگه دارید.بی شک خطبه ی غدیر جزو مهمترین حوادث برای ما شیعیان بوده و متاسفانه عده کمی آن را خوانده اند.هنوز هم دیر نشده،می توانید اکنون آن را بخوانید و این امکان برای شما وجود دارد که با تمامی برنامه های روی گوشی تان آن را برای بقیه بفرستید.

 

جهت دانلود برنامه کلیک کنید

توضیح

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در آخرین سال عمر شریفشان پس از انجام مراسم حج ، طبق دستور خداوند مبنی بر معرفی امیر المؤمنین علیه السلام ،به مردم فرمودند که از مکه خارج شوند.

تولید نرم افزار صوتی و متنی «خطابه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز غدیر» به زبان فارسی و عربی  به همت موسسه فرهنگی هنری غدیرستان اصفهان در ایام غدیر ۱۴۳۶ به اتمام رسید. هم اکنون این نرم افزار از طریق لینک ذیل در دسترس علاقه مندان است.

مذهب غديري شيعه چنانكه گفتيم، عصمت را تنها براي انبياء لازم نمي داند، بلكه جانشينان و پيشوايان آنان نيز از اين مقام برخوردارند؛ چرا كه آن ها قرار است همان مسيري را بپيمايند كه انبياء پيمودند و امر هدايت خلق و تعليم دين را ادامه دهند.
در مقابل، أهل تسنّن عصمت مذكور را نپذيرفته اند و براي عدم پذيرشِ شرطِ عصمت در امام، ادّعاي اجماع كرده اند. (1) آنها نه تنها عصمت امام را لازم نمي شمارند، بلكه حتّي امامت گنهكاران، ظالمان، غاصبان و دزدان را نيز جايز مي دانند.
باقلاني يكي از علماي بزرگ أهل تسنّن مي نويسد: «جمهور سنّيان و اصحاب حديث برآنند كه امام به گناه و ظلم و قتل و غصب و ناديده گرفتن كيفرهاي اسلامي، از امامت خلع نمي شود و شورش بر او واجب نيست». (2)

با اين حال عدّه ي كمي از علماي اهل تسنّن مانند ابن ابي الحديد ـ كه از بزرگان معتزلي است ـ در شرح نهج البلاغه قائل به عصمت عترت (عليهم السلام) شده است. وي از ابومحمد متويه نقل مي كند كه او نيز قائل به عصمت علي (عليه السلام) بوده است. ادلّه ي روايات معلوم مي كند كه او عصمت داشته است و اين امر تنها اختصاص به وي داشته است نه هيچ كس ديگر از صحابه. (3)

لكن افرادي همچون ابن أبي الحديد با اين كه اقرار به عصمت عترت (عليهم السلام) مي كنند، آن را شرط براي امامت و جانشيني نمي دانند.

«العَاصِم لِلصَّالِحِينَ»

نگهدارنده و نگهبان شايستگان.

(قسمت هفتم)

فخر رازي قول مذهب حقّه شيعه را (در موضوع عصمت) اين چنين بيان مي كند:

«المَذهَبُ الخَامِسُ: لَا يَجُوزُ عَلَيهِمُ الكَبِيرَةُ وَ لَا الصَّغيرَةِ لَا بِالعَمدِ وَ لَا بِالتَأويلِ وَ لَا بِالسَّهوِ وَ النِّسيَانِ و هَذَا مَذهَبُ الشِّيعَة».
مذهب پنجم اين است كه نه گناه كبيره و نه صغيره، چه عمدًا و چه با تأويل و چه با سهو و فراموشي بر پيامبران راه ندارد و اين مذهب شيعه است. (1)

چنين اختلافي باعث شده است كه آيات متشابهي از قرآن كريم كه در آن ها شبهه ي عدم عصمت انبياء وجود دارد را أهل سنّت آن طور كه مي خواهند، با قضاوتي ظاهري تفسير كنند و تأييدي بر مدّعاي خود قرار دهند. مثلا آيات مربوط به داستان حضرت آدم و حوّا (عليهما السلام) و حضرت يوسف و حتّي آيه اي كه ظاهرا ذنب را در حقّ پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) ثابت مي كند، يعني آيات آغازين از سوره ي مباركه «فتح»:

«إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبيناً - لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقيماً» (2)
ما تو را پيروزى بخشيديم [چه‏] پيروزى درخشانى! تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند.

«العَاصِم لِلصَّالِحِينَ»

نگهدارنده و نگهبان شايستگان.

(قسمت ششم)

مسأله عصمت در سايه غدير:

مسأله عصمت يكي از اعتقادات اساسي ما شيعيان مي باشد. شيخ صدوق (عليه الرحمة) در كتاب گرانقدر «الاعتقادات» مي فرمايد:
«اعتقاد ما درباره انبياء و فرستادگان و امامان و فرشتگان (درود خدا بر ايشان باد) اين است كه آنها معصوم و پاك از هر پليدي هستند و آن ها هيچ گناهي - چه صغير و چه كبير - را مرتكب نمي شوند و در دستورات خدا نافرماني نمي كنند و تنها آنچه به آن مأمور شده اند را انجام مي دهند.
و اعتقاد ما اين است كه آنها از اوائل خلقتشان تا آخر عمرشان متّصف به كمال، تماميّت و علم هستند و در هيچ حالتي از احوالشان داراي نقص و عصيان و ناداني نمي شوند». (1)

«العَاصِم لِلصَّالِحِينَ»
نگهدارنده و نگهبان شايستگان.
(قسمت پنجم)

در كنار عصمتي كه هر بني آدمي دارد، پيامبران و فرستادگان الهي از عصمت كلّيّه ديگري نيز برخوردارند. اين عصمتِ مخصوص را در اصطلاح علمي اين گونه تعريف مي كنند:

«قُوَّةُ العَقلِ بِحَيثُ لَا يُغلَبُ مَعَ كَونِهِ قَادِرًا عَلَي المَعَاصِي كُلِّهَا». (1)
عصمت همان نيروي عقل است، به طوري كه مغلوب نمي شود با اين كه مي تواند همه گناهان را انجام دهد.

چنانچه از تعريف برمي آيد، عصمت مذكور به اين معنا نيست كه حجّت خدا مجبور به ترك معصيت خداوند باشد، بلكه او با الطافي كه خداوند به او بخشيده با اختيار تامّ نافرماني خدا را ترك مي گويد. نيروي عقل و ذكاوت او قدرت يافته است و نفس او به واسطه طاعت خداوند صفاء يافته است و پليدي گناه را بالعيان مي بيند و حتّي فكر گناه را به ذهن نمي آورد. در واقع علمي كه او به حقيقت گناه و آثار و لوازم آن دارد، از گناهان بازش مي دارد.  

به عبارت ديگر مي توان گفت منشأ عصمت معصومين، علم قطعي، شهودي و وجداني به حقايق امور و عواقب اعمال است؛ به طوري كه سبب مي‌ شود اراده ي ايشان قوي شود و از انجام گناه و لغزش ها محافظت شوند.

اين مسأله براي ساير انسان ‌ها نيز قابل لمس و درك مي باشد؛ مثلاً انساني كه مي ‌داند در داخل ظرفي زهر خطرناك و كشنده اي وجود دارد، هرگز از آن نخواهد نوشيد و حتّي فكر خوردن آن را نيز نخواهد كرد؛ با اين كه هر انساني مختار است و هر وقت كه اراده كند مي ‌تواند با خوردن خودكشي كند.

همچنين هر انسان عاقل، آگاه و آبرو داري كه در جامعه داراي منصب و مقام رفيعي است، هرگز اتفاق نمي ‌افتد كه بدون لباس و عريان در ملأ عام ظاهر شود؛ با اين كه در انجام آن كاملا مختار است؛ امّا چون به عواقب آن آگاه است، حتي انجام آن را تصوّر نمي كند.

در آيات متعدّد آمده است كه خداوند به پيامبران عظيم الشأن علمي را عطاء كرده است و چه بسا اين علم - كه مطلق است و مقيّد به موضوع خاصّي نيست - شامل علم مذكور مي شود. در يكي از آيات آمده است كه علم غيب را خداوند به پيامبرانش عطا مي فرمايد و معلوم است كه علم به معاصي و عواقب سوء آن ها از جمله ي اين علم مي باشد.

«العَاصِم لِلصَّالِحِينَ»

نگهدارنده و نگهبان شايستگان.

(قسمت چهارم)

عصمت خاصّ خداوند در روز غدير

مأموريّت بزرگ رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در تعيين جانشين خود، از سوي منافقان به شدّت تهديد مي شد. آنها مدّت ها پيش از غدير چون متوجه نزديكي رحلت حضرت و تصميم ايشان بر تعيين رسمي جانشين شده بودند، صفوف خود را بر ضدّ پيامبر (صلي الله عليه و آله) و برنامه هاي آن حضرت مستحكم كردند. اقدامات اساسي انجام دادند و خود را براي روزهاي بعد از وفات پيامبر (صلي الله عليه و آله) آماده كردند و اين جا بود كه خط كفر و نفاق و عصيان دست به دست هم داده بودند.
نقشه داشتند تا مردم را متفرّق كنند و نگذارند اين برنامه به خوبي پيش رود. مقابل حضرت هفت نفر از منافقين از جمله ابوبكر، عمر، عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابي وقاص و جملاتي را به هم مبادله مي كردند:
- او را نمي بينيد كه چشمانش مانند مجانين مي چرخد؟! اكنون مي گويد: خدايم چنين گفته است!
- او به پسر عمويش فريفته شده است.
- هرگز در مقابل سخن او تسليم نخواهيم شد.
- كار پسر عمويش را عجب محكم و موكد نموده است.
- و ... . (1)

«العَاصِم لِلصَّالِحِينَ»
نگهدارنده و نگهبان شايستگان.

(قسمت سوم)

عصمت عامّ و خاصّ

خداوند عزّوجلّ از آنجا كه آفريدگار جهان است، از مخلوقات خود نگهداري و نگهباني مي كند. رشد و روزي آن ها را خود عهده دار شده است و هر آنچه براي تكامل تكويني موجودات لازم باشد را برايشان فراهم آورده است. ممكن نيست كه خداوند حكيم چيزي را بيافريند و آن را در وسط راه رها بكند، بلكه او در نظام تكوين تا زمان مقرّر آن ها را همراهي و پشتيباني مي كند، چنان كه حضرت موسي (عليه السلام) به فرعون گفت:

«رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏» (1)
«پروردگار ما كسى است كه هر چيزى را خلقتى كه درخور اوست داده، سپس آن را هدايت فرموده است.».

مخلوقات را خالقِ جهان از گزند آفات و خطرات مصون مي دارد. در ميان آنها انسان را مخلوق برتر خود قرار داده است و حفاظت و پاسداري ويژه اي برايش اختصاص داده است. در آيه كريمه آمده است:  

«وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظينَ * كِراماً كاتِبينَ * يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ» (2)
به راستي بر شما نگهباناني وجود دارند، [فرشتگان‏] بزرگوارى كه نويسندگان [اعمال شما] هستند؛ آنچه را مى ‏كنيد، مى‏ دانند.

عاصميّت خداوند متعال:

(قسمت دوم)

«العَاصِم لِلصَّالِحِينَ»
نگهدارنده و نگهبان شايستگان.

جهان، سراسر به دست قدرت و تدبير خداوند مي چرخد و همه كاره ي آن مي باشد.

«تَبارَكَ الَّذي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير» (1)
بزرگوار [و خجسته‏] است آنكه فرمانروايى به دست اوست و او بر هر چيزى تواناست.

10. عاصميّت خداوند متعال:

«العَاصِم لِلصَّالِحِينَ»
نگهدارنده و نگهبان شايستگان.

يكي از اسماي حسناي الهي «عاصم» است. در قرآن كريم به آن اشاره شده است و در ادعيه اي كه از معصومين (عليهم السلام) به دست ما رسيده، به صراحت آن را ذكر كرده اند؛ مثلا در دعاي جوشن كبير كه از امام سجاد (عليه السلام) به نقل از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) روايت شده، آمده است:

«يَا عَاصِمَ مَنِ اسْتَعْصَمَه» (1)‏
اي نگهدارنده ي هر كسي به سوي او پناه جويد.

خورشيد و ماه:

«وَ مُسَخِّرُ الشَّمسِ وَ القَمَرِ، كُلٌّ يَجرِي لِأجَلٍ مُسَمًّي»
و رام كننده خورشيد و ماه است كه هريك در مدار معيني تا زماني كه خواست اوست حركت مي كنند.

خورشيد و ماه همچون روز و شب دو پديده بسيار چشمگير و قابل توجه هستند كه در قرآن كريم در موارد متعدّدي پيرامون آن دو سخن به ميان آمده و حقايقي درباره آنها بيان شده است.
اين كه قرآن كريم از آن ها زياد صحبت مي كند به اين علّت است كه مردم در زمين بيشتر از همه سر و كارشان با خورشيد و ماه است و به خاطر بزرگي آنها، بيش از همه جلب توجه مي كنند. تا جايي كه تاريخ نشان داده است كه مردم در طول تاريخ به پرستش خورشيد و ماه روي آورده اند. قرآن كريم در اين باره مي فرمايد كه خورشيد و ماه تنها بخشي از نشانه هاي وجود خداوند هستند و از اين جهت صراحتا از پرستش آنها باز مي دارد، آنجا كه مي فرمايد:

«وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُون‏» (۱)
و از نشانه ‏هاى [حضورِ] او شب و روز و خورشيد و ماه است؛ نه براى خورشيد سجده كنيد و نه براى ماه، و آن خدايى را سجده كنيد كه آنها را خلق كرده است اگر تنها او را مى ‏پرستيد.

شب و روز

پروردگارِ جهان، شب و روز را از جمله مهمترين پديده ها قرار داده است. حدود نود مرتبه لفظ «ليل» به معناي شب و بيش از پنجاه مرتبه كلمه ي «نهار» را در كتابش ذكر كرده است. شب و روز را به عنوان يكي از آيات و نشانه هاي وجود خود معرفي كرده است:

«هُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُون‏» (1)
اوست كسى كه براى شما شب را قرار داد تا در آن بياراميد و روز را روشن [گردانيد]. بى گمان، در اين [امر] براى مردمى كه مى ‏شنوند نشانه ‏هايى است.

اهميّت موضوع شب و روز تا جايي است كه قرآن در آيات متعدّدى به اين دو سوگند ياد مى ‌كند:

«وَ اللَّيْلِ اِذا يَغْشى وَ النَّهارِ اِذا تَجَلّى» (2)
«سوگند به شب هنگامى كه همه جا را بپوشاند و سوگند به روز هنگامى كه جلوه‌گر شود (و نور حيات بخش آن زنگ بيدار باش را در جهان حيات همراه انواع بركات به صدا در مى‌آورد)

همين معنى در جاى ديگر به تعبير ديگرى آمده است، مى ‌فرمايد:

«وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ - وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ» (3)
«سوگند به شب هنگامى كه پشت كند (و رو به سوى روشنائى رود) و سوگند به صبح هنگامى كه چهره بگشايد (و با  روشنائى خود لبخند حيات زند)».

«وَ دَاحِي المَدحُوَّاتِ»

در اساس البلاغه معناي «دحو» را اين گونه مي گويد: خداوند زمين را يكپارچه آفريد سپس آن را «دَحو» نمود، يعني گسترش و امتداد و توسعه داد، همان طوري كه نانوا خمير را مي گيرد و آن را مي گستراند. (1)

«مدحوّ» اسم مفعول است بر وزن مفعول مانند «مدعوّ». در كتاب «النهاية في غريب الحديث و الأثر» درباره ي «مدحوّات» آمده است: «مدحوّات» يعني زمين ها از ماده ي «دَحَا يَدْحُو و يَدْحَى» يعني گستراند و توسعه داد». (2)

أمير المومنين علي (عليه السلام) در يكي از خطبه هاي خويش به تبعيّت از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در روز غدير، اين تعبير را به كار گرفته اند: ‏

«اللَّهُمَّ دَاحِيَ الْمَدْحُوَّاتِ ...»
خداوندا! اي گستراننده ي زمين ها (3)

آفريدگار حقيقي:

«وَ خَلَقَ مَا خَلَقَ بِلَا مَعُونَةٍ مِن أَحَدٍ وَ لَا تَكَلُّفٍ وَ لَا احتِيَالٍ»
و آنچه آفريده بدون ياري كسي، بدون هيچ رنج و زحمتي و بدون چاره انديشي آفريده است.

آفرينندگي خداوند مانند ديگر صفاتش كاملا با مخلوقاتش متفاوت است و نبايد بين اين دو شباهتي و مقايسه اي تصوّر شود. يكي از آشكارترين فرق هاي اين دو آفرينش كه پيشتر بيان شد اين است كه خداوند بدون الگوبرداري از چيزي اشياء را آفريده است، يعني: ابداع در آفرينش مي كند.

ديگر تفاوت اين دو خلقت - همان طوري كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در خطابه غدير فرمودند - اين است كه از آنجا كه خداوندِ عالم در كمال قدرت و حكمت مي باشد، بي نياز است از اين كه بخواهد از كسي يا چيزي كمكي درخواست كند و پيش از شروع خلقت، در پيش خود چاره انديشي نمايد. او بِالفور هر گاه اراده كند، مي آفريند و كسي ياراي مقابله با او را ندارد. در عقول بشر گاهي بعضي از مصنوعات خدا ناممكن و نشدني به نظر آيند؛ امّا چون اراده خدا برتر از همه اراده هاست، ديگر مانعي نمي تواند از آن جلوگيري كند. مثلا او مي تواند از جنس فرشته، بشري را خلق كند هر چند عجيب به نظر آيد، چنانچه در داستان حضرت عيسي (عليه السلام) مي خوانيم، آنجا كه فرمود:

«قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لي‏ وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْني‏ بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُون» (1‏)
[مريم‏] گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنكه بشرى به من دست نزده است؟» گفت: «چنين است [كار پروردگار]. خدا هرچه بخواهد مى ‏آفريند؛ چون به كارى فرمان دهد، فقط به آن مى‏ گويد: «باش»؛ پس مى‏ باشد.»

آفريدگار حقيقي:

«وَ خَلَقَ مَا خَلَقَ بِلَا مَعُونَةٍ مِن أَحَدٍ وَ لَا تَكَلُّفٍ وَ لَا احتِيَالٍ»
و آنچه آفريده بدون ياري كسي، بدون هيچ رنج و زحمتي و بدون چاره انديشي آفريده است.

آفرينندگي خداوند مانند ديگر صفاتش كاملا با مخلوقاتش متفاوت است و نبايد بين اين دو شباهتي و مقايسه اي تصوّر شود. يكي از آشكارترين فرق هاي اين دو آفرينش كه پيشتر بيان شد اين است كه خداوند بدون الگوبرداري از چيزي اشياء را آفريده است، يعني: ابداع در آفرينش مي كند.

ديگر تفاوت اين دو خلقت - همان طوري كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در خطابه غدير فرمودند - اين است كه از آنجا كه خداوندِ عالم در كمال قدرت و حكمت مي باشد، بي نياز است از اين كه بخواهد از كسي يا چيزي كمكي درخواست كند و پيش از شروع خلقت، در پيش خود چاره انديشي نمايد. او بِالفور هر گاه اراده كند، مي آفريند و كسي ياراي مقابله با او را ندارد. در عقول بشر گاهي بعضي از مصنوعات خدا ناممكن و نشدني به نظر آيند؛ امّا چون اراده خدا برتر از همه اراده هاست، ديگر مانعي نمي تواند از آن جلوگيري كند. مثلا او مي تواند از جنس فرشته، بشري را خلق كند هر چند عجيب به نظر آيد، چنانچه در داستان حضرت عيسي (عليه السلام) مي خوانيم، آنجا كه فرمود:

«قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لي‏ وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْني‏ بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُون» (1‏)
 [مريم‏] گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنكه بشرى به من دست نزده است؟» گفت: «چنين است [كار پروردگار]. خدا هرچه بخواهد مى ‏آفريند؛ چون به كارى فرمان دهد، فقط به آن مى‏ گويد: «باش»؛ پس مى‏ باشد.»

رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در فراز ديگر خداوند متعال را اين گونه توصيف مي كند:

« ... الحَسَنُ الصَّنِيعَةِ ...»
(خدا) زيبا آفرين (است).

خداوند سرچشمه همه زيبايي هاست. اميرمومنان علي (عليه السلام) فرمودند:

«إِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَال‏» (1)
به راستي خدا زيباست و زيبايي را دوست مي دارد.

خداوند با داشتن چنين وصفي ناممكن است كه آفرينشي زشت و قبيح داشته باشد، زيرا كه جهان معلول و دست ساخته ي خداست و معلول هيچ گاه از علّت خود سرپيچي نمي كند. ديگر اين كه در روايت فوق آمده است كه خدا دوستدار زيباييست. نتيجه اين مي شود كه جهان خلقت چون خود او در نهايت زيبايي و جمال آفريده شده است. در آيه كريمه فرمود:

«الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ» (2)
همان خدايي كه هر چه را آفريده، زيبا و نيكويش گردانيده است.  

اتقان و محكم بودن خلقت خدا:

« ... فَهُوَ اللهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إلَّا هُوَ المُتقِنُ الصَّنعَةِ ...»

در يكي از فرازهاي خطابه غدير رسول خدا (صلي الله عليه و آله) باري تعالي را به «مُتقِن» وصف مي كند.

«فَهُوَ اللهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إلَّا هُوَ المُتقِنُ الصَّنعَةِ»
پس او خدايي است كه جز او خدايي نيست، همان محكم گرداننده خلقت.

لسان العرب «إتقان» را اين گونه معني مي كند:

«و أَتْقَنَ الشي‏ءَ: أَحْكَمَه و إتْقانُه إِحْكامُه»

چيزي را اتقان نمود، يعني آن را محكم ساخت و اتقان يك چيز يعني اِحكام آن. (1)

آفريدگار عالم، جهان را بدون اينكه از چيزي الگوبرداري كند، به وجود آورده است. به اين نوع خلقت اصطلاحا «ابداع» مي گويند. ابداع مصدر باب افعال از ماده «بَدَعَ» است. اين ماده در لغت به چيزي گفته مي شود كه تازه و اوّل بوده (1) و يا نمونه قبلي نداشته باشد. (2) بعضي گفته اند كه ابداع، احداث چيزي است كه مسبوق به خلق، ذكر و معرفت نباشد. وقتي در مورد خداوند استعمال مي شود به معني ايجاد چيزي بدون نياز به آلت، ماده، زمان و مكان است و اين تنها به خداوند اختصاص دارد. (3)

بديع بر وزين فعيل به معناي فاعل مُبدِع از صفات خداوند متعال است، چرا كه مخلوقات را بر اساس اراده خودش و بدون نمونه قبلي آفريده است.

فرق بين واژه «خلق» و «ابداع» اين است كه خلق گاهي به مطلق ايجاد، گفته مي شود اعمّ از اين كه مسبوق به زمان و ماده باشد يا نباشد.

البته واژه «اختراع» و «انشاء» نيز در مورد خداوند استعمال شده است كه در اين صورت مراد از آنها، ايجاد اشياء بدون ماده، زمان، آلت و هر چيز ديگر خواهد بود. (4)

خالقيّت خداوند متعال:

خداوند متعال آفريننده ماسواي خود مي باشد. عالَم با تمام وسعت و عظمتش همه ساخته دست قدرت اويند و نشانه روشني بر وجود او هستند. واژه «عالَم» خود به معناي «مَا يُعلَمُ بِهِ» مي باشد، يعني چيزي كه به واسطه او چيز ديگر شناخته مي شود. جهان بزرگِ پيرامون ما راهنماي ما به آفريدگار عالم است.

خالقيّت از صفات فعل خداوند مي باشد و اين صفت مانند ديگر صفات باري تعالي از قديم بوده اند نه اينكه همزمان با به وجود آمدن اشياء متّصف به اين صفت گردد. به عبارت ديگر خداوند، خالق مطلق بوده قبل از ايجاد اشياء، به آنها علم داشته و همه امور را او آفريده است. و موجودات همانگونه آفريده شده اند كه در علم پيشين خدا حضور داشته اند.

همان طور كه تا به كنون معلوم شد، به دست آوردن عزّت خداوند در گرو طاعت و فرمانبري اوست و كسي كه از او نافرماني كند، دچار ذلّت و خواري خواهد شد. در رأس همه عزّت يافتگان راه خداوند متعال، اهل بيت (عليهم السلام) هستند؛ هماناني كه غير از خواسته و اراده خداوند كاري نمي كنند و به بالاترين درجه عبوديت خداوند رسيده اند.

به تعبير امام هادي (عليه السلام) در زيارت جامعه اين گونه اند:

« السَّلَامُ علي ... الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ وَ عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ الَّذِينَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ‏‏» (1)

سلام و درود به كساني كه امر و نهي خدا را آشكار نمودند، و بر همان بندگان گرامي خداوند كه از گفتار او سبقت نمي گيرند و تنها به امر او عمل مي كنند.

آشنايي با عزيزان خدا:

انسان با ايمان بايستي عزّت خود را - به عنوان يك وظيفه الهي - حفظ كند و نگذارد عزّتش ذرّه اي خدشه دار شود. امام صادق (عليه السلام) فرمودند:

«إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ كُلَّهَا وَ لَمْ يُفَوِّضْ إِلَيْهِ أَنْ يَكُونَ ذَلِيلًا أَ مَا تَسْمَعُ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ- وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ فَالْمُؤْمِنُ يَكُونُ عَزِيزاً وَ لَا يَكُونُ ذَلِيلًا قَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَعَزُّ مِنَ الْجَبَلِ لِأَنَّ الْجَبَلَ يُسْتَقَلُّ مِنْهُ بِالْمَعَاوِلِ وَ الْمُؤْمِنَ لَا يُسْتَقَلُّ مِنْ دِينِهِ بِشَيْ‏ءٍ». (1)
به راستي خداوند اختيار همه كارها را به مؤمن داده، اما اين اختيار را به او نداده است كه ذليل باشد. مگر نشنيده اى كه خداى تعالى مى فرمايد: «عزت از آن خدا و رسولش و مؤمنين است»؟ پس، مؤمن عزيز است و ذليل نيست. [در ادامه] فرمودند: مؤمن از كوه محكم تر است، زيرا از كوه با ضربات تيشه كم مى شود اما با هيچ وسيله اى از دين مؤمن نمى توان كاست.

با بررسي روايات اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام)، راه هاي عزّت و ذلّت را بايد آموخت.
در حديث قدسي كه در بخش پيش از نظرتان گذشت، معلوم شد كه مهمترين و اساسي ترين عامل عزّت، اطاعت و فرمانبرداري خداوند متعال است. به عبارت ديگر اگر بخواهيم يك قاعده كلّي براي كسب عزّت از خداوند متعال براي خود ترسيم كنيم، مي توان گفت كه هر كاري كه مورد رضاي خدا باشد و به آن امر نموده است، مومن با انجام آن به عزّت مي رسد. به نمونه هاي زير توجه كنيم:

ميان نعمت هاي خداوند، مراتبي وجود دارد و مسلّما يكسان نيستند. از باب مثال در باب ميوه ها خداوند متعال فرموده است:

«وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى‏ بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى‏ بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» (1)
 و در زمين قطعاتى است كنار هم، و باغهايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما، چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه، كه با يك آب سيراب مى ‏گردند، و [با اين همه‏] برخى از آنها را در ميوه [از حيث مزه و نوع و كيفيت‏] بر برخى ديگر برترى مى ‏دهيم. بى گمان در اين [امر نيز] براى مردمى كه تعقّل مى‏كنند دلايل [روشنى‏] است.

در يك تقسيم بندي كلّي مي توان گفت كه برخي نِعَم مادّي و دنيوي هستند كه خداوند به اقتضاي رحمانيّت خويش به عموم بندگان، اعمّ از مومن و كافر عطا نموده است، و برخي ديگر معنوي و اخروي هستند كه راهنماي انسان ها به سوي سعادت ابدي مي باشند. خداوند اين نعمتها را به اقتضاي رحيميّت خويش، صرفا به مومنان عطا فرموده است. البته نه به اين معنا كه خداوند متعال -معاذ الله - بخل ورزيده باشد، بلكه اين انسان ها هستند كه با اختيار شايسته ي خود، درهاي رحمت و نعمت هاي خاصّه حضرت حقّ را بر خود مي گشايند.  

غدیرمیثاق آسمانی انسان با خداست، چرا که در آن روز دین خدا کامل و نعمت الهی بر انسان به نهایت رسید غدیر عنوانِ عقیده و دینِ ماست، و اعتقاد به آن، یعنی ایمان کامل به معبود و شکر گزاری انسان در مقابل همه نعمتهای نازل شده او. 

بر اساس امر به تبلیغ و معرفی امیرالمومنین علی علیه السلام در آیه شریفه : یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ؛ تبلیغ و بازگویی واقعه غدیر و انجام سفارش پیامبر  صلی الله علیه و آله وسلم در رساندن پیام غدیر، بر تمامی مؤمنین واجب می شود و سر پیچی از این واجب الهی گناهی است نا بخشودنی.