• 03134490296
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چرا رمضان "ماه مبارک" است؟

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

يكى از اوصاف ماه رمضان كه معمولا درباره ماه رمضان نقل میکنیم و در برخى از روايات و ادعيه بدان اشاره  شده , صفت ((مبارك)) است ایتدا تعدادى از آنها را مرور مى كنيم:

 

 

قال رسول الله (ص): ((قد جائكم شهر رمضان, شهر مبارك, شهر فرض الله عليكم صيامه...))1 رسول خدا (ص) فرمود: ماه رمضان به سوى شما آمد, ماه مبارك, ماهى كه خداوند روزه اش را بر شما واجب كرده است...
عن الامام على (ع) قال: ان رسول الله (ص) خطبنا ذات يوم فقال: ((ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركه والرحمه والمغفره...))2 از امام على (ع) روايت شده كه فرمود: روزى رسول خدا (ص) چنين فرمود: مردم, ماه خدا همراه با بركت و رحمت و مغفرت به شما روى آورده است.
عن سلمان الفارسى قال: خطبنا رسول الله (ص) فى آخر يوم شعبان فقال: ((قد اظلكم شهر رمضان شهر مبارك, شهر فيه ليله القدر خير من الف شهر...))3 در گزارشى از سلمان فارسى آمده است: رسول خدا (ص) در آخرين روز ماه شعبان براى ما سخنرانى كرد و چنين فرمود:ماه رمضان, ماهى است ؛مبارك ماهى كه در آن ماه شب قدر كه از هزار شب برتر است, سايه خود را بر شما گسترده است...
عن رسول الله (ص) انه كان يدعو اول ليله من شهر رمضان: ((الحمد الله الذى اكرمنا به ايها الشهر المبارك...))4 از رسول خدا (ص) روايت شده كه آن حضرت هميشه در شب اول ماه رمضان اين گونه دعا مى خواند: حمد و سپاس خدايى را كه ما را به تو اى ماه مبارك كرامت بخشيد... عن الصادق (ع) انه كان يقول فى آخر ليله من شعبان واول ليله من شهر رمضان: ((اللهم ان هذا الشهر المبارك الذى انزلت فيه القرآن وجعلته هدى للناس وبينات من الهدى والفرقان قد حضر...))5 از امام صادق (ع) روايت شده كه آن حضرت در آخرين شب ماه شعبان و در نخستين شب ماه رمضان اين دعا را مى خواند: بارالها! اين ماه مبارك كه در آن قرآن  براى راهنمايى مردم نشانه هدايت و جداكننده حق و باطل فرو فرستاده شد فرا رسيد...
 پس میتوان این گونه استنباط نمود که فراوانى اطلاق عنوان ((مبارك)) بر ماه رمضان در متون دينى موجب شده كه اين عنوان جزو مشهورترين اوصاف وعناوين اين ماه شناخته گردد.

معنى بركت و مبارك

علماى لغت واژه ((بركت)) را به فزونى و رشد (6) همراه با ثبات و دوام معنى كرده اند.
در كتاب لسان العرب به نقل از ابن عباس آمده است: ((معنى بركت فراوانى در هرچيز خير است)).7
راغب اصفهانى نيز آن را به معناى ثبوت و استقرار خير الهى در چيزى مى داند, چنانچه بركه ((چيزى شبيه حوض)) به جايى كه آب در آن مجتمع و مستقر مى گردد گفته مى شود.8 درنتیجه میتوان این گونه گفت که مبارك, به آنچه كه در آن خير فراوان وجود دارد و از او بروز و صدور مى يابد اطلاق مى گردد.

كاربرد واژه بركت و مبارك در قرآن

بنابراين, آنچه كه در آن خير فراوان و نفع و فايده بسيار, ثبات و قرار وجود داشته باشد و از آن صادر گردد ؛ مبارك ناميده مى شود. در آیات نورانی قرآن کریم نیز عنوان ((با بركت)) و ((مبارك)) بکار برده شده که در ذیل بر آنها مروری میکنیم
•    ذات اقدس الهى كه خير محض و بركت ناب است; ((تبارک الله رب العالمين)) (اعراف/54)
•    ((فتبارک الله احسن الخالقين)) (مومنون/ 14)
•    ((تبارک الذى نزل الفرقان على عبده...)) (فرقان/ 1)
•    ((وهذا كتاب انزلناه مبارك)) (انعام/ 92)
•    ((وهذا كتاب انزلنا مبارك فاتبعوه...))انعام/ 155)
•    ((كتاب انزلناه اليه مبارك ليدبروا آياته...)) ((ص / 29))
•    ((ان اول بيت وضع للناس للذى ببكه مباركا وهدى للعالمين))(( آل عمران, 96))
•    ((.. الى المسجد الاقصى الذى باركنا حوله...))(( اسرا, 1.))
•    ((انا انزلناه فى ليله مباركه...))(( دخان, 3.))
•    6) پيامبران الهى; ((وجعلنى مباركا اينما كنت...))(( مريم, 31.))
•    ((وباركنا عليه وعلى اسحاق...))(( صافات, 113.))
•     ((ونزلنا من السما ما مباركا...))(( ق, 9.))

راز مباركى ماه رمضان

اما بى ترديد مباركى و نامباركى و سودمندى و زيان بارى هرچيزى كه به انسان منتسب مى شود ، با حيات آدمى و ابعاد وجودى او رابطه اى تنگاتنگ و گسست ناپذيری داشته و با مصالح و مفاسد حيات و جنبه هاى مختلف وجود او ارتباط كامل دارد. به همين علت, براى پى بردن به ((مباركى)) ماه رمضان و بركت زايى آن براى انسان, توجه و تامل در نكاتی از جمله این که
1ـ حقيقت حيات و گوهر وجود انسان به خوبی روشن میکند كه آدمى علاوه بر جنبه هاى مادى و زندگى حيوانى از جنبه هاى معنوى و زندگى انسانى نيز برخوردار است اين جنبه معنوى و انسانى در پرتو اعطاى وجودى برتر به او بخشيده شده است.
 ((ثم انشاناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقين))8  اين وجود برتر و حقيقت فراتر كه اساس هستى و گوهر حيات انسان را تشكيل مى دهد همان روح آدمى و جان انسانى است كه ديگر موجودات از آن بهره اى ندارند
2ـ همان گونه كه براى حيات حيوانى و جنبه مادى انسان نيازمندیها و خواسته هايى متناسب با آن وجود دارد و در صورت تامين نشدن و پاسخ ندادن به آنها حفظ و بقاى آن ناممكن است, براى حيات انسانى و معنوى نيز نيازها و تمايلاتى وجود دارد كه حفظ و بقاى آن تنها در پرتو تامين و برآورده كردن آنها امكان پذير خواهد بود.
3ـ بنابراين براى پرورش و رشد و بالندگى جان و تامين خواسته هاى آن بايد به سراغ امورى غير از عوامل تامين كننده نيازهاى تن شتافت. هدف اساسى و نتيجه نهايى و دستاورد اصلى ((روزه)) كه برجسته ترين وظايف مسلمان در ماه مبارك رمضان است, تقوا مى باشد.
 ((يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون))9 اى كسانى كه ايمان آورده ايد! روزه بر شما نوشته شدهمانگونه كه بر آنها كه پيش از شما بودند نوشته شد تا پرهيزكار باشيد.
تقوا كه همان نگهدارى, كنترل و مهار تمايلات حيوانى و خواسته هاى نفسانى است, يك امر واقعى و عينى مى باشد كه در سايه ى روزه و روزه دارى در وجود انسان محقق مى گردد. ماه رمضان با همه آنچه كه به همراه دارد (و برجسته ترين آن روزه است), در صدد كنترل انسان و مهار تمايلات تنى و ايجاد و تقويت روحيه ى مقاومت در برابر جاذبه هاى نفسانى است تا بتواند بعد حقيقى و گوهر اصلى وجود انسان را سرزنده, بالنده, با نشاط نمايد
4ـ انسان براى تامين حيات معنوى خود و تقويت و پرورش روح خويش به اين ماه الهى نيازمند است. گرچه اين فريضه الهى مانند ديگر فرايض و تكاليف اسلامى تنها با يك بعد وجود انسان سروكار ندارد و فوايد و آثار آن به حيات روحى انسان محدود نمى گردد و ضمن تامين نيازهاى روحى و درپى داشتن آثار و نتايج معنوى, بهره ها و بركات مادى و دنيايى را هم براى انسان و جامعه به همراه دارد، ولى هدف اصلى ونقش اساسى و تاثير عمده ماه رمضان به حيات معنوى و روان انسانى مربوط مى شود و آدمى براى بالندگى, رشد و چالاكى به امساك, منع و محدوديتى كه ماه رمضان براى بعد حيوانى انسان ايجاد مى كند نيازمند است, اين امساك, هرگز به معناى محروميت و از دست دادن توانايى ها و گرفتار ضعف و ناتوانى شدن نيست. ((روزه)) براى پيشگيرى از محروميت انسان و ايجاد قدرت كنترل در برابر شهوات نفس و تمايلات تن و برخوردار ساختن جان انسان از گوهرها و كمالات انسانى بسيار لازم و ضرورى است. چه بسيار افرادى كه با رها نمودن نفس و تن دادن به شهوات آنى و هوس هاى زودگذر, در حسرت ازدست دادن گوهر انسانيت نشسته و گرفتار اندوهى هميشگى شده اند; ((كم من شهوه ساعه اورثت حزنا طويلا))(10) امام على (ع) فرمود: و چه بسا شهوت يك لحظه كه مايه اندوه طولانى گردد.

ماه رمضان يكپارچه خير و بركت

با به خاطر سپردن نكات چهارگانه ى مذکور اكنون مى توان چهره مبارك و سيماى پر خير و بركت ماه رمضان را مشاهده نمود و به بركت آفرينى آن براى انسان پى برد. البته اين چهره زيبا و سيماى نورانى آنگاه قابل مشاهده است كه پرده از ديدگان آدمى برداشته شود و غبار تن, حجاب رخسار زيباى جان نگردد و خواهش هاى نفسانى, مانع رويت ارتباط ميان نيازهاى جان آدمى با حقيقت و ماهيت روح پرور ماه رمضان نباشد و نگاه صحيح نسبت به اين ماه و رابطه آن با جان انسانى و نيازهاى او بدست آيد. در اين صورت لحظه لحظه اين ماه و همه آنچه كه به همراه دارد, موجب خير, بركت و مباركى براى انسانى است كه آن را درك كرده و در آستانش بستر افكنده است. چقدر شنيدنى است اين گزارش محمد بن مسلم از امام باقر (ع): ((ان الله تعالى ملائكه موكلين بالصائمين يستغفرون لهم فى كل يوم من شهر رمضان الى آخره وينادون الصائمين كل ليله عند افطارهم: ابشروا عباد الله فقد جعتم قليلا وستشبعون كثيرا بوركتم و بوره فيكم...))11 خداوند داراى ملائكه اى است كه وظيفه آنان استغفار نمودن براى روزه داران در هر روز از ماه رمضان تا پايان اين ماه است و در هر شب هنگام افطار به روزه داران بشارت مى دهند: اى بندگان خداوند اندكى گرسنگى را چشيديد و بزودى سير مى گرديد. شما و آنچه كه در شماست مبارك گرديد.
آرى, اگر روح انسان را بشناسيم و نيازهاى حقيقى او را بدانيم و رابطه بنده با خدا و راز نيازمندى بشر به ارتباط با عالم ملكوت را به درستى بيابيم نه تنها ماه رمضان راموجب محروميت و محدوديت نمى دانيم, بلكه آن را موجب توسعه و پيشرفت وجودى و صعود و تكامل انسانى خواهيم دانست.. در اين صورت, براى تكامل و تعالى انسان و رسيدن به كوى حق, روزه و ماه رمضان (و امورى كه موجب بالندگى و نشاط و قوت جان مى گردد) را لازم و ضرورى خواهيم شمرد; چنان كه در اين روايت نبوى آمده است:
 ((من عرف الله وعظمه, منع فاه من الكلام و بطنه من الطعام وعنى نفسه بالصيام والقيام...))12  كسى كه خدا را به درستى شناخته و به عظمت او پى برده باشد, دهان خود را از سخن و شكمش را از غذا بازداشته و رنج روزه و عبادت (نماز و شب زنده دارى) را بر خود هموار مى كند.

منابع

1 ـ تهذيب الاحكام, ج 4, ص 152.
2ـ وسايل الشيعه, ج 7, ص 227.
3ـ مستدرك الوسايل, ج 7, ص 429.
4ـ همان, ص 446.
5ـ الاقبال بالاعمال الحسنه (اقبال سيد بن طاووس) باب 3 فصل 4.
6 ـ لسان العرب, ج 1 و مفردات راغب واژه ((برك)) ومجمع البيان, ج 2, ص 477.
7ـ لسان العرب, ج 1.
8ـ مفردات راغب.
20ـ آل عمران, 96.
21ـ اسرا, 1.
22ـ دخان, 3.
23ـ مريم, 31.
24ـ صافات, 113.
25ـ ق, 9.
8ـ مومنون, 14.
9ـ بقره, 183.
10ـ كافى ج 2, ص 451.
11ـ وسائل الشيعه, ج 6, ص 176.
12ـ امالى صدوق, ص 249.
33ـ صحيفه جامعه سجاديه, دعا 142 و اقبال سيد بن طاووس, باب 34

موسسه فرهنگی هنری غدیرستان کوثر نبی صلی الله علیه و آله و سلم