فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ       پس بايد پيام غدير را حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا قيامت برسانند.

تقويم شيعه : 15 ماه شعبان:ولادت حضرت بقیة اللَّه الاعظم

15 شعبان

1 - ولادت حضرت بقیة اللَّه الاعظم صلوات اللَّه علیه

در سال 255 ه’ شی جمعه ولادت خاتم الاوصیاء منتقم آل محمّد صلّی اللَّه علیه و آله، آخرین امام بر حق و ولی مطلق خداوند حضرت بقیة اللَّه حجة بن الحسن عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف واقع شده است.


(ارشاد: ج 2، ص 339. اعلام الوری: ج 2، ص 214. اصول کافی: ج 1، ص 431. مسار الشیعه: ص 38. توضیح المقاصد: ص 20 - 21. مصباح المتهجد: ص 782. مصباح کفعمی: ج 2، ص 598. فیض العلام: ص 346. جلاء العیون: ص 579)
در این شب آب زمزم زیاد می‌شود به گونه‌ای که همه می‌توانند رؤیت کنند.
(تقویم الواعظین: ص 136، به نقل از خلاصة المنهج، ج 5، ص 145 - 246)،
ولی اکنون روی آن پوشیده است. در این شب برات آزادی از آتش برای افراد زیادی نوشته می‌شود، و آن را «شب برات» و «شب مبارک» و «شب رحمت» گویند.
از امام باقر و امام صادق علیهماالسّلام روایت شده که فرمودند: وقتی شب نیمه شعبان شود، منادی از افق اعلی ندا می‌کند: «ای زائرین قبر حسین بن علی برگردید در حالی که گناهان شما آمرزیده شده و اجر شما با خدای شما و محمّد باشد». ولی کسی که استطاعت زیارت قبر امام حسین علیه السّلام را ندارد قبور مطهر ائمه دیگر را زیارت کند، و اگر این هم ممکن نیست با اشاره به طرف قبرشان سلام دهد.
(مسار الشیعه: ص 38. توضیح المقاصد: ص 20 - 21. فیض العلام: ص 343)
نام پدرشان حضرت ابومحمد حسن بن علی علیه السّلام، و نام مادرشان حضرت نرجس سلام اللَّه علیها است.
(ارشاد: ج 2، ص 339)
....................................

ماجرای شب ولادت

امام حسن عسکری علیه السّلام در شب ولادت برای عمه بزرگوار خود جناب حکیمه خاتون سلام اللَّه علیها پیغام فرستاده بودند: امشب نزد ما افطار کن که شب نیمه شعبان است و خداوند حجت خود را آشکار می‌سازد.
(فیض العلام: ص 346)
ولادت امام زمان علیه السّلام در شهر سامرا به هنگام طلوع فجر نیمه شعبان 255 ه’ بوده است. بر شانه راست آن حضرت نوشته شده بود: «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً».
پس از تولد آن بزرگوار را نزد پدر بردند و شروع به سخن فرمود: «أشهد أن لا اله الا اللَّه و أشهد أن محمداً رسول اللَّه و أن علیاً أمیرالمؤمنین ولی اللَّه» و ائمه معصومین علیهم السّلام را یکی بعد از دیگری نام برد تا به وجود شریف خود رسید و برای فرج محبین خود دعا فرمود.
...................................

امام زمان علیه السّلام در آغوش پدر

آنگاه حسب الامر امام عسکری علیه السّلام، حکیمه خاتون او را نزد مادرش نرجس خاتون برد. حکیمه خاتون می‌فرماید: روز هفتم به خدمت امام حسن علیه السّلام رفتم. حضرت فرمود: «پسر مرا بیاورید». آن وجود سراپا جود را نزد آن امام بردیم. حضرت زبان در دهان وی گذاشتند و فرمودند: «پسرم، سخن بگو». دیدم آنچه در روز اول از او شنیده بودم از اقرار به وحدانیت و ثنا بر جد خود پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و أمیر المؤمنین علیه السّلام و سایر ائمه علیهم السّلام تا پدر بزرگوارش دوباره بیان کرد و این آیه را تلاوت فرمود: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون».
(سوره قصص: آیات 5، 6)
سپس پدر بزرگوارشان فرمودند: بخوان آنچه را که خدا بر پیامبران خود نازل فرمود. حضرت خواندن صحف آدم را به لغت سریانی آغاز نمود، و بعد کتاب ادریس و نوح و صالح و صحف ابراهیم و تورات موسی و انجیل عیسی و زبور داود و فرقان محمد صلّی اللَّه علیه و آله را قرائت نمود. بعد از آن بیان قصص انبیاء و مرسلین را شروع نمود.
حکیمه خاتون می‌گوید: پس از چهل روز دیگر، دوباره خدمت فرزند برادرم امام عسکری علیه السّلام رفتم و حضرت صاحب الزمان علیه السّلام را دیدم که راه می‌رود. امام عسکری علیه السّلام فرمود: ای عمه، مولود عزیز نزد خدا این است. گفتم: ای سید و مولای من، نشو و نمای او را در چهل روز زیادتر از دیگران می‌بینم. حضرت فرمودند: ای عمه، ما اوصیاء در یک روز نشو و نمای یک هفته دیگران را، و در یک جمعه نشو و نمای یک سال دیگران را می‌نمائیم. من برخاستم و سر آن طفل را بوسیده به منزل مراجعه کردم.
(کفایة الموحدین: ج 3، ص 340 - 341)
...................................

القاب امام زمان علیه السّلام

از القاب آن نور الهی
(کفایة الموحدین: ج 3، ص 343. کمال الدین صدوق: ج 2، ص 49، 159)
«حجة اللَّه، «حجة آل محمد»، «صاحب الزمان» یعنی فرمانروای عصر خود، «مالک رقاب الخلایق» یعنی امر امر او و نهی نهی او و حکم حکم او و فرمان فرمان اوست، «مهدی» که خلق به وسیله او هدایت می‌یابند و به وجود مقدس او از جاده ضلالت به شاهراه هدایت رسیده رستگار می‌شوند، «قائم» که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: «از این جهت که به حق قیام می‌نماید او را قائم گویند»، «منتظر» که برای او غیبت طولانی است، و مخلصین او انتظار خروجش را می‌کشند و شکاکین او را انکار می‌کنند.
.....................................

اوصاف امام زمان علیه السّلام

اوصاف ظاهری آن حضرت
(کفایة الموحدین: ج 3، ص 341)
شباهتهای زیادی به رسول گرامی اسلام صلّی اللَّه علیه و آله دارد. خطی از موی سیز رنگ مانند زمرد از گردن تا ناف مبارک او کشیده است. صورت مبارکش مانند ستاره‌ای درخشنده و نورانی است. أمیر المؤمنین علیه السّلام می‌فرماید: «او جوانی است خوش روی و خوش موی و نور صورت مبارکش بر سیاهی محاسن انوار او غالب است». امام باقر علیه السّلام می‌فرماید:
«رنگ مبارکش مایل به سرخی است مانند گل سرخ شکفته و چشمانش گشاده و میان ابروهایش مرتفع و مابین شانه‌های او باز است. گشاده جبین است و بینی او بلند و نازک و شکم مبارکش بر آمدگی دارد، و بیخ دندانهای ثنایش گشاده است.
...................................

مادر امام زمان علیه السّلام:

والده حضرت صاحب الامر علیه السّلام حضرت نرجس خاتون است که نامها و القاب دیگر حضرت ملیکه، ریحانه، صیقل، سوسن است. در زیارت آن حضرت - که تمامی عبارات آن دلالت واضحی بر علو منزلت آن بانو دارد - توصیف به راضیه، مرضیه، صدیقه، تقیّه‌نقیّه، زکیّه شده است.
بنابر نقلی جناب نرگس در سال 261 ه’ در سامراء از دنیا رحلت کرد و در جوار امامین حضرت هادی و امام عسگری علیهماالسّلام دفن شد.
(ریاحین الشریعة: ج 3، ص 25 - 26)
بنابر نقلی دیگر در سال 260 ه’ قبل از شهادت امام عسگری علیه السّلام رحلت نمود.
(تاریخ سامراء: ج 1، ص 243. مستدرک سفینة البحار: ج 10، ص 25).
زیرا هنگامی که امام علیه السّلام از وقایع بعد از شهادت خود نسبت به فرزند و عیالش خبر داد حضرت نرجس خاتون علیه السّلام از آن حضرت خواستند که دعا بفرمایند قبل از ایشان از دنیا بروند.
(مستدرک سفینة البحار: ج 10، ص 25)
حضرت حکیمه خاتون دختر حضرت جواد الائمة علیه السّلام است که توفیق رؤیت و درک چهار امام معصوم علیه السّلام را داشته است.
(بحار الانوار: ج 10، ص 25)
ایشان در سال 274 ه’ در سامراء رحلت فرمودند.
(تاریخ سامراء: ج 1، ص 239)
ایشان محرم اسرار اهل بیت علیه السّلام بوده و کسی است که در ولادت حضرت صاحب الزمان علیه السّلام حاضر بوده و چندین بار خدمت آن حضرت مشرف شده است. بعد از وفات امام حسن عسگری علیه السّلام یکی از وفات امام حسن عسگری علیه السّلام یکی از سفرا بوده که به واسطه او مردم به حوائج خود نائل می‌شدند.
(ریاحین الشریعة: ج 4، ص 150)
...................................

ایام پس از ولادت امام زمان علیه السّلام

پس از گذشت یک شب از ولادت امام عصر علیه السّلام، نسیمِ خادم خدمت آن حضرت رسید و عطسه کرد. امام علیه السّلام فرمود: «یرحمک الله» سپس فرمود: «عطسه تا سه روز امان از مرگ است».
(وقایع الشهور: ص 147)
این ماجرا در روز 25 شعبان هم نقل شده است.
(وقایع الشهور: ص 146)
سه روز بعد از ولادت امام عصر علیه السّلام، حضرت امام حسن عسگری علیه السّلام فرزند خود را به اصحاب خاص نمایاند و امامت او را تصدیق فرمودند.
(وقایع الشهور: ص 147)
..................................

غیبت صغری:

در غیبت صغری چهار تن از بزرگان شیعه به ترتیب وکیل و سفیر و نایب خاص امام زمان علیه السّلام بودند، که خدمت آن حضرت می‌رسیدند و وکالتشان مورد تأیید آن حضرت بود، و پاسخهای امام علیه السّلام در حاشیه نامه‌ها توسط نوّاب به دست مردم می‌رسید. البته غیر از این چهار نفر وکلای دیگری هم از طرف امام علیه السّلام در بلاد مختلف بودند که به وسیله همین چهار بزرگوار امور مردم را به عرض امام زمان علیه السّلام می‌رساندند و از سوی امام علیه السّلام در امور آنها توقیع‌هایی صادر شده بود.
(المهدی علیه السّلام: ص 182)
سفارت این چهار بزرگوار سفارت مطلق و تام بوده، ولی دیگران در موارد خاصی سفارت داشتند، مانند ابوالحسین محمد بن جعفر اسدی ،احمد بن اسحاق اشعری ،ابراهیم بن محمد همدانی، احمد بن حمزة بن الیسع.
(اعیان الشیعة: ج 4، ص 21 بخش سوم)
نوّاب اربعه عبارتند از ابوعمرو عثمان بن سعید عمری، ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی‌ابوالحسن علی بن محمد سمری.
نائب اول عثمان بن سعید مورد اعتماد مردم و جلیل القدر و وکیل حضرت هادی و امام عسکری علیهماالسّلام نیز بود.
(المهدی علیه السّلام: ص 181)
او به امر امام علیه السّلام متصدی کفن و دفن امام عسکری علیه السّلام گردید.
(اعیان الشیعه: ج 4، ص 16 بخش سوم)
چون امام عسکری علیه السّلام در محله عسکر سکونت داشتند و تماس با آن حضرت برای شیعیان مشکل بود. عثمان بن سعید چون روغن فروش بود، اموال را در ظرفهای روغن می‌ریخت و به خدمت امام علیه السّلام می‌برد.
(بحار الانوار: ج 51، ص 344)
احمد بن اسحاق قمی هنگامی که از امام هادی علیه السّلام پرسید: آقای من، گاهی غائب و گاهی حاضرم. وقتی هم که حضور دارم نمی‌توانم خدمتتان برسم. سخن چه کسی را بپذیرم و فرمان چه شخصی را اطاعت کنم ؟ حضرت فرمود: این ابوعمرو عثمان بن سعید عمری مورد اطمینان و امین است، آنچه به شما بگوید از من می‌گوید و آنچه به شما برساند از من می‌رساند.
احمد بن اسحاق می‌گوید: پس از رحلت امام هادی علیه السّلام نزد امام عسکری علیه السّلام رفته همان گفته را تکرار کردم. آن حضرت مانند پدر بزرگوارشان فرمودند: ابو عمرو امین و مورد اطمینان امام گذشته ومورد اطمینان من در زندگی و پس از مرگ من است. آنچه به شما بگوید و آنچه به شما برساند از من می‌رساند.
(بحار الانوار: ج 51، ص 344)
جناب عثمان بن سعید پس تز امام عسکری علیه السّلام به فرمان حضرت مهدی علیه السّلام به وکالت و نیابت ادامه دا، و شیعیان مسائل خود را نزد او می‌بردند و پاسخ امام علیه السّلام توسط او به مردم می‌رسید.
(بحار الانوار: ج 51، ص 346. المهدی علیه السّلام: ص 181)
نائب دوم ابوجعفر محمد بن عثمان بود و او نیز همچون پدر از بزرگان شیعه و در تقوی و عدالت و بزرگواری مورد احترام شیعیان بود. عثمان بن سعید پیش از وفات به فرمان امام عصر علیه السّلام فرزند خود ابوجعفر محمد بن عثمان را به جانشینی خود و نیابت امام علیه السّلام معرفی کرد. این در حالی بود که امام عسکری علیه السّلام نسبت به او و پدرش اظهار اعتماد و اطمینان فرموده بود و شیعه بر عدالت و تقوی و اطاعت او اتفاق داشتند.
(بحار الانوار: ج 51، ص 345 - 346. غیبت شیخ طوسی: ص 216 - 219. الکنی و الالقاب: ج 3، ص 230) پس از درگذشت نائب اول جناب عثمان بن سعید، توقیعی از جانب امام زمان علیه السّلام در مورد وفات او و نیابت فرزندش محمد صادر شد که ترجمه قسمتی از آن چنین است: «انا للَّه و انا الیه راجعون، در برابر فرمان خدا تسلیم و به قضای او راضی هستیم. پدرت سعادتمند زیست و پسندیده در گذشت. خداوند او را رحمت کند و به پیشوایان و سرورانش علیهم السّلام ملحق سازد. از کمال سعادت پدرت بود که خداوند فرزندی چون تو را به او عنایت کرد که پس از او جانشینش گردی، و در امورش قائم مقام او باشی و برایش طلب رحمت و آمرزش نمائی».
(کمال الدین: ج 2، ص 188. بحار الانوار: ج 51، ص 349)
از محمد بن عثمان پرسیدند: صاحب الامر علیه السّلام را دیده‌ای ؟ گفت آری و آخرین ملاقاتم با او کنار بیت‌الحرام بود که می‌فرمود: «اللهم أنجز لی ما وعدتنی» و نیز او را در مستجار نزدیک رکن یمانی کعبه دیدم که می‌گفت: «اللهم انتقم لی من أعدائی».
(بحار الانوار: ج 51، ص 351)
این بزرگوار کتابهائی در فقه تألیف کرده که مشتمل است بر آنچه از امام عسکری علیه السّلام و از پدر خود شنیده بود.
(حق الیقین: ص 299)
محمد بن عثمان برای خود قبری ترتیب داده بود و آن را ساج پوشانده بود و روی آن آیاتی از قرآن کریم و اسامی ائمه اطهار علیهم السّلام را نوشته بود. هر روز داخل آن می‌شد و یک جزء قرآن قرائت می‌کرد و بیرون می‌آمد.
(الکنی و الالقاب: ج 3، ص 267 - 268. حق الیقین: ص 300) او پیش از مرگ از روز وفات خود خبر داد و در همان روز که خبر داده بود در گذشت.
(الکنی و الالقاب: ج 3، ص 267 - 268)
همچنین پیش از رحلت به شیعیان خبر داد که امام علیه السّلام جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی را برای سفارت و ارتباط با خود انتخاب فرموده‌اند و او قائم مقام من است و به او مراجعه کنید.
(بحار الانوار: ج 51، ص 354 - 355. غیبت شیخ طوسی: ص 326 - 327).
او در سال 305 ه’ رحلت فرمود.
(بحار الانوار: ج 51، ص 352)
نائب سوم جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی است، که نزد موافق و مخالف عظمت و بزرگی ویژه‌ای داشت، و به عقل و بینش و تقوی و فضیلت نزد عموم فرقه‌های مختلف مذهبی مشهور بود و در زمان نائب دوم از جانب او متصدی پاره‌ای از امور بود.
با اینکه میان یاران نائب دوم، جعفر بن احمد بن متیل از همه به او نزدیکتر بود، و حتی در اواخر زندگی جناب محمد بن عثمان، غذای منزل او را در منزل جعفر بن احمد بن متیل تهیه می‌کردند، و در میان اصحاب احتمال نیابت و جتنشینی جعفر بن احمد بیشتر بود، اما در آخرین ساعات زندگی جناب محمد بن عثمان که جعفر بن احمد بالای سر او و حسین بن روح پائین پایش نشسته بود، به جعفر بن احمد رو کرد و فرمود: «مأمور شده‌ام که امور را به ابوالقاسم حسین بن روح واگذار نمایم». جعفر بن احمد از جا برخاست و دست حسین بن روح را گرفت و او را بالای سر محمد بن عثمان نشاند و خود در پائین پای او نشست.
(بحار الانوار: ج 51، ص 353 - 354)
در 6 شوال سال 305 ه’ اولین توقیع از ناحیه مقدسه امام عصر علیه السّلام برای او صادر شد که متن آن چنین بود: «ما او را می‌شناسیم ، خداوند تمامی خیر و رضای خویش را به او بشناساند و به توفیق خود او را یاری نماید. از مکتوب او مطلع شدیم و نسبت به او وثوق و تطمینان داریم. او را نزد ما مکام و منزلتی است که خشنودش می‌سازد. خداوند احسان خویش را به او بیفزاید که خدا ولی و توانا بر همه چیز است، و سپاس خدای را که شریکی ندارد و درود و سلام فراوان خداوند بر فرستاده او محمد و بر خاندان او صلوات اللَّه علیهم».
از ابوسهل نوبختی صاحب تألیفات که از متکلمین بزرگ بغداد بود پرسیدند: برای چه جناب ابوالقاسم حسین بن روح به مقام نیابت نائل شد و شما نائل نشدید ؟ گفت: ائمه علیهم السّلام داناترند و آنچه برگزینند شایسته‌تر و مناسب‌تر است، ولی من فردی هستم که با خصم برخورد و مناظره می‌کنم و اگر نائب امام علیه السّلام بودم و مکان امام زمان علیه السّلام را می‌دانستم چنانکه ابوالقاسم حسین بن روح به جهت نیابت می‌داند و در گیر و دار بحث پیرامون امام علیه السّلام با مخالفان در تنگنا قرار می‌گرفتم ممکن بود نتوانم خود را کنترل کنم و جای آن حضرت را افشا نمایم، ولی ابوالقاسم اگر امام علیه السّلام در زیر دامان او مخفی باشد و او را با آلات لرنده تکه تکه نمایند دامان خود را از او بر نمی‌دارد و او را به دشمن نشان نخواهد داد.
(بحار الانوار: ج 51، ص 359. الکنی والالقاب: ج 1، ص 91)
جناب ابوالقاسم حسین بن روح حدود 21 سال مقام نیابت داشت. او قبل از وفات امور نیابت را به امر امام علیه السّلام‌به ابوالحسن علی بن محمد سمری وا گذاشت، و در ماه شعبان سال 326 هجری در گذشت. آرامگاه او در بغداد است.
(بحار الانوار: ج 51، ص 358 - 360. حق الیقین: ص 301)
نائب چهارم ابوالحسن سمری است که حسب الامر حضرت صاحب الزمان علیه السّلام به جناب حسین بن روح، امر نیابت بعد از او به ابوالحسن سمری واگذار شد. به فرموده بزرگان رجال، عظمت و جلالت قدر او محتاج به توصیف نیست. ابوالحسن سمری روزی به جمعی از مشایخ که نزد او بودند فرمود: «خداوند به شما در مصیبت علی بن بابویه قمی اجر عنایت فرماید. در این ساعت او از دنیا رفت». آنان ساعت و روز و ماه را یادداشت کردند، و 17 یا 18 روز بعد خبر رسید که در همان ساعت علی بن بابویه قمی در گذشته است.
(بحار الانوار: ج 51، ص 361. الکنی و الالقاب: ج 3، ص 231)
.................................

پایان غیبت صغری:

پیش از وفات علی بن محمد سمری گروهی از شیعیان نزد او گرد آمدند و پرسیدند: «پس از شما چه کسی جانشین شما خواهد بود ؟ پاسخ داد: من مأمور نشده‌ام که در این مورد به کسی وصیت کنم.
(بحار الانوار: ج 51، ص 360)
سپس توقیعی را که از سوی امام غائب علیه السّلام در این باره صادر شده بود به شیعیان نشان داد. آنان از روی توقیع استنساخ کردند که مضمون آن چنین بود: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم، ای علی بن محمد سمری، خداوند در مصیبت تو پاداش برادرانت را عظیم دارد. تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت. پس امور خویش را فراهم آور و به هیچکس وصیت مکن که پس از تو جانشین تو شود. غیبت کبری واقع شد و ظهوری نخواهد بود تا آنگاه که خدای متعال فرمان دهد، که پس از مدت طولانی و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم است . به زودی افرادی نزد شیعیان من مدعی مشاهده من می‌شوند. آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانی و پیش از صیحه (خروج سفیانی و صیحه دو علامت از علامتهائی هستند که هنگام ظهور امام عصر علیه السّلام واقع می‌شود) چنین ادعائی نماید (یعنی ادعای رؤیت به عنوان سفارت و نیابت نماید) دروغگو و افترا زننده است و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلی العظیم».
(بحار الانوار: ج 51، ص 361. غیبت شیخ طوسی: ص 242 - 243. کمال الدین: ج 2، ص 193. حق الیقین: ص 301)
روز ششم که مصادف با نیمه شعبان سال 329 ه’ بود جناب ابوالحسن سمری در گذشت، و در خیابان خلنجی کنار نهر ابو عتاب در بغداد دفن گردید.
(اعیان الشیعه: ج 4، ص 21 بخش سوم. قاموس الرجال: ج 7، ص 51. بحار الانوار: ج 51، ص 361)
مجلسی رحمة اللَّه از احتجاج مرحوم شیخ طبرسی نقل می‌فرماید: هیچیک از نائبان خاص امام عصر علیه السّلام جز با فرمان صریحی از جانب آن حضرت و تعیین و نصب و معرفی نائب قبلی به نیابت قیام نکرد. شیعه نیز گفتار هیچیک را نپذیرفت مگر بعد از بروز نشانه و معجزه‌ای به دست هر یک از آنان از طرف امام عصر علیه السّلام‌که بر راستی گفتار و درستی نیابتشان دلالت می‌کرد. (بحار الانوار : ج 51، ص 362)
................................

وظائف زمان غیبت کبری:

شیعیان و دوستان آن حضرت در زمان غیبت وظائفی دارند از جمله:
1 - قرائت دعای ندبه در روزهای جمعه، عید فطر، عید قربان، عید غدیر.
2 - زیارت آن حضرت در روز جمعه.
3 - برای ثبات و محکم ماندن اعتقادات خواندن این دعای شریف: «یااللَّه، یارحمن، یارحیم، یامقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک». (کمال الدین: ج 2، ص 352)
4 - از جا برخاستن به احترام نام 0 قائم» آن بزرگوار.
5 - توسل به آن حضرت در مشکلات و گرفتاری‌ها.
6 - صدقه برای سلامتی و فرج وجود شریفش.
7 - قرائت این دعا که از خداوند می‌خواهیم آن حضرت را به ما بشناساند: «اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک، اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجنک ضللت عن دینی».
(کمال الدین: ج 2، ص 342)
9 - شرکت در مجالس منسوب به آن حضرت، مخصوصاً مجالس عزاداری جد بزرگوارش حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام.
10 - هدیه اعمال صالحه برای آن حضرت، مانند زیارت قبور مطهر پدران بزرگوارش، قرائت قرآن و حج و عمره و طواف.
11 - توبه حقیقی از گناهان.
12 - متوجه کردن مردم به آن حضرت.
2 - وفات علی بن محمد سمری نائب امام زمان علیه السّلام

وفات شیخ جلیل نایب خاص امام عصر علیه السّلام علی بن محمد سمری در این روز بوده است که به معنای اتمام غیبت صغری و شروع غیبت کبری است
(حق الیقین: ص 301. مراقد المعارف: ج 1، ص 375. فیض العلام: ص 348. قلائد النحور: ج شعبان، ص 463)،
چه اینکه حضرت صاحب الامر علیه السّلام به او امر فرموده بودند که وصی و جانشینی برای خود قرار مده، که غیبت کبری شروع شده است.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

موسسه فرهنگی هنری غدیرستان

غدیرمیثاق آسمانی انسان با خداست، چرا که در آن روز دین خدا کامل و نعمت الهی بر انسان به نهایت رسید

غدیر عنوانِ عقیده و دینِ ماست، و اعتقاد به آن، یعنی ایمان کامل به معبود و شکر گزاری انسان در مقابل همه نعمتهای نازل شده او.

بر اساس امر به تبلیغ و معرفی امیرالمومنین علی علیه السلام در آیه شریفه : یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ؛تبلیغ و بازگویی واقعه غدیر و انجام سفارش پیامبر  صلی الله علیه و آله وسلم در رساندن پیام غدیر، بر تمامی مؤمنین واجب می شود و سر پیچی از این واجب الهی گناهی است نا بخشودنی.         ادامه...

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

جهت تعجیل در فرج

وارث غدیر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات

غدیر