• 03134490296
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
پنج شنبه, 14 دی 1396 08:24

فاش گويم لاف باطل كي زنم/جنتی

فاش گويم لاف باطل كي زنم
بنده حقّم نه مأمور تنم
من گواهم او بود پروردگار
مي رسانم وحي حق را آشكار

گر عذاب او فرود آيد مرا
كي تواند كس برون آرد مرا
گرچه آن كس بُد توانش بس بزرگ
دوستي اش خالص آيد هم سترگ
نيست معبودي به جز او چون به من
وحي كرده، با شما گويم سخن
گر نگويم آنچه نازل كرده است
آنچه در حقّ علي فرموده است
در رسالت كوتهي بنموده ام
راه را تا نيمه اش پيموده ام
گفت با من حضرت باري تعال
خاطرت آسوده باشد زين مقال
من تو را از مكر مردم ضامنم
از اذيّت هاي آنان ايمنم
او كفايت مي كند در هر مجال
او بود بخشنده قبل از هر سؤال
وحي شد بر من ز بالا اينچنين
آيه اي از سوي ربّ العالمين
نام او نام سرآغاز سخن
مهربان، بخشنده باشد ربّ من
اي پيمبر آنچه نازل شد بخوان
ليك آگه باش و اين نكته بدان
 گر نگويي آنچه در حقّ علي است
گوئيا امر رسالت منتفي است
ليك جانت را ضمانت مي دهيم
از بد مردم امانت مي دهيم
هان مردم آنچه مأمورم بدان
كي كنم تقصير در ابلاغ آن
سرّ آن را فاش گويم گوشدار
جبرئيل آمد سه بار از نزد يار
از سوي ربّ سلام آمد پيام
آن خدايي كه همو باشد سلام
تا به پا خيزم به اعلامي بلند
باز گويم اين پيام سودمند
بهر هر خلقي ز مخلوق اله
گرچه باشد او سپيد و يا سياه
اين علي ابن ابيطالب بُوَد
جانشين من به فرمان احد
او وصّي و هم بردار بر من است
جامه ي سبز امامت بر تن است
در مقامش نيك تمثيلي زنم
او چو هارون است و موسايش منم
ليك من هستم چو ختم المرسلين
هيچ پيغمبر نيايد بعد از اين
او ولي مي باشد از سوي خدا
بعد اَلله و پيمبر بر شما
شأنش آمد از سوي پروردگار
آيتي اندر كتاب كردگار
بر شما باشد خدا وانگه نبي
سرپرست و صاحبِ حقّ و ولي
مؤمني هم كو يقميون الصلوﺓ
در ركوعش داده انگشتر زكات
باز گويم بر شما اين نكته باز
از علي برپا بود امر نماز
در ركوعش بر فقيري مستمند
اوست بخشنده ي نگيني ارجمند
بر خداي صاحب عزّ و جلال
پيروي مي دارد او «في كُلّ حال»
خواستم اينجا ز جبريل اين كلام
كو اجازت گيرد از رب سلام
تا معافم دارد از ابلاغ آن
چون شناسم اندرون جمعتان
اهل تقوي و يقين در قلّتند
آن منافقهاي دون در كثرتند
وآن ملامت پيشگان سخره گر
نيستم از مكر آنان بي خبر
وصف ايشان را خدايم بر شمرد
در كتاب خود از آنان نام برد
آنچه مي رانند بر لبهاي خود
در درون جان و دلهاشان نَبُد
ساده پندارند هر امري كه آن
هست در نزد تعالي بس گران
بارها بر من اذّيت رانده اند
نام من را با «اُذُن» هم خوانده اند
چون علي همراهيش با من فزون
در گذشته بوده و باشد كنون
رويكرد من به او زين آيتم
او هوا خواه و پذيرا آيدم
تا كه آمد از سوي عزّ وجل
آيه اي محكم پيامي مستدل
سخت پيغمبر ز خود رنجانده اند
نام او را «زود باور» خوانده اند
گو اذن همواره بر خير شماست
مطمئن بر اهل ايمان و خداست
گر بخواهم نام ايشان را برم
يا كه بر آنان اشارت آورم
يا كه مردم را بخوانم سويشان
مي توانستم و ليكن مردمان
بر خدا سوگند گويم، از كرم
دم نياوردم فرو بستم لبم
ليك نا خشنود باشد رب من
گر نخوانم آنچه نازل شد به من
آنچه در حقّ علي آمد فرود
خواند احمد باز اين آيت كه بود
اي پيمبر آنچه نازل شد بخوان
ليك آگه باش و اين نكته بدان
گر نخواني آنچه گفتيم اي رسول
كي رسالت از تو مي باشد قبول
ليك جانت را ضمانت مي دهيم
از بد مردم امانت مي‌دهيم

موسسه فرهنگی هنری غدیرستان کوثر نبی صلی الله علیه و آله و سلم