شأن نزولهاي ادعائي فخر رازي ذيل آيه تبليغ و نقد آن (قسمت سوم)

Loading the player...
شأن نزولهاي ادعائي فخر رازي ذيل آيه تبليغ و نقد آن (قسمت سوم)
315

در اين صوت خواهيد شنيد

امامت در قرآن آيه ولايت و آيه تبليغ(شأن نزولهاي ادعائي فخر رازي ذيل آيه تبليغ و نقد آن (قسمت سوم))

خلاصه بحث

شأن نزولهاي ادعائي فخر رازي ذيل آيه تبليغ

6- وقتي آيه 108 انعام نازل شد پيامبر سكوت كردند تا اينكه آيه تبليغ نازل شد و پيامبر فهميدند منظور سب و فحش است.

جواب :

الف- اگر اين شأن نزول را بپذيريم لازمه اش اين است كه پيامبر در ابتدائي ترين مسائل توحيد عاجز بودند و نميتوانند تشخيص دهند.

ب- در آيه 108 انعام هيچ بحثي و نشانه ائي از خوف نيست كه صيانت الهي را نياز داشته باشد.

ج- ذكر عيوب و تنها مسئله ائي است و نمي تواند در برابر تمام رسالت پيامبر قرار گيرد.

7- در بيام حقوق مسلميني

جواب :

الف- حقوق مسلميني جزء فروع ديني است و نمي تواند با تمام رسالت پيامبر برابري كند.

ب- در اين شأن نزول هيچ بحث و اشاره ائي نسبت به خوف و ترس پيامبر نيست در حالي كه علت تأخير ابلاغ پيامبر ترس و خوف بوده است.

8- حمله شخصي به پيامبر و نجات پيامبر توسط خدا

از مطالب و جوابهاي فوق جواب معلوم مي شود.

9- پيامبر از قريش و اهل كتاب ترسي در دل داشت كه با نزول آيه تبليغ اين ترس از بين رفت.

از مطالب قبلي جواب واضح مي شود.

10- در فضل علي بن ابي طالب نازل شده است و پيامبر دست او را بالا برد و فرمود: من كنت مولاه فهذا علي مولاه... پيامبر بنابراين شأن نزول مامور به تبليغ ولايت و امامت علي بن ابي طالب شدند كه اين ولايت با رسالت پيامبر برابري مي كند و جزء اصول دين است و با مفاد آيه تبليغ هم سازگاري و همخواني دارد.

غدیرمیثاق آسمانی انسان با خداست، چرا که در آن روز دین خدا کامل و نعمت الهی بر انسان به نهایت رسید غدیر عنوانِ عقیده و دینِ ماست، و اعتقاد به آن، یعنی ایمان کامل به معبود و شکر گزاری انسان در مقابل همه نعمتهای نازل شده او. 

بر اساس امر به تبلیغ و معرفی امیرالمومنین علی علیه السلام در آیه شریفه : یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ؛ تبلیغ و بازگویی واقعه غدیر و انجام سفارش پیامبر  صلی الله علیه و آله وسلم در رساندن پیام غدیر، بر تمامی مؤمنین واجب می شود و سر پیچی از این واجب الهی گناهی است نا بخشودنی.