• 03134490296
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

«العَاصِم لِلصَّالِحِينَ»(قسمت پنجم)

«العَاصِم لِلصَّالِحِينَ»
نگهدارنده و نگهبان شايستگان.
(قسمت پنجم)

در كنار عصمتي كه هر بني آدمي دارد، پيامبران و فرستادگان الهي از عصمت كلّيّه ديگري نيز برخوردارند. اين عصمتِ مخصوص را در اصطلاح علمي اين گونه تعريف مي كنند:

«قُوَّةُ العَقلِ بِحَيثُ لَا يُغلَبُ مَعَ كَونِهِ قَادِرًا عَلَي المَعَاصِي كُلِّهَا». (1)
عصمت همان نيروي عقل است، به طوري كه مغلوب نمي شود با اين كه مي تواند همه گناهان را انجام دهد.

چنانچه از تعريف برمي آيد، عصمت مذكور به اين معنا نيست كه حجّت خدا مجبور به ترك معصيت خداوند باشد، بلكه او با الطافي كه خداوند به او بخشيده با اختيار تامّ نافرماني خدا را ترك مي گويد. نيروي عقل و ذكاوت او قدرت يافته است و نفس او به واسطه طاعت خداوند صفاء يافته است و پليدي گناه را بالعيان مي بيند و حتّي فكر گناه را به ذهن نمي آورد. در واقع علمي كه او به حقيقت گناه و آثار و لوازم آن دارد، از گناهان بازش مي دارد.  

به عبارت ديگر مي توان گفت منشأ عصمت معصومين، علم قطعي، شهودي و وجداني به حقايق امور و عواقب اعمال است؛ به طوري كه سبب مي‌ شود اراده ي ايشان قوي شود و از انجام گناه و لغزش ها محافظت شوند.

اين مسأله براي ساير انسان ‌ها نيز قابل لمس و درك مي باشد؛ مثلاً انساني كه مي ‌داند در داخل ظرفي زهر خطرناك و كشنده اي وجود دارد، هرگز از آن نخواهد نوشيد و حتّي فكر خوردن آن را نيز نخواهد كرد؛ با اين كه هر انساني مختار است و هر وقت كه اراده كند مي ‌تواند با خوردن خودكشي كند.

همچنين هر انسان عاقل، آگاه و آبرو داري كه در جامعه داراي منصب و مقام رفيعي است، هرگز اتفاق نمي ‌افتد كه بدون لباس و عريان در ملأ عام ظاهر شود؛ با اين كه در انجام آن كاملا مختار است؛ امّا چون به عواقب آن آگاه است، حتي انجام آن را تصوّر نمي كند.

در آيات متعدّد آمده است كه خداوند به پيامبران عظيم الشأن علمي را عطاء كرده است و چه بسا اين علم - كه مطلق است و مقيّد به موضوع خاصّي نيست - شامل علم مذكور مي شود. در يكي از آيات آمده است كه علم غيب را خداوند به پيامبرانش عطا مي فرمايد و معلوم است كه علم به معاصي و عواقب سوء آن ها از جمله ي اين علم مي باشد.

«عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا - إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ» (2)
داناى نهان است، و كسى را بر غيب خود آگاه نمى ‏كند، جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد.

درباره ي حضرت آدم (عليه السلام) فرموده است:

«وَ عَلَّمَ آَدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ...» (3)
 و [خدا] همه [معانى‏] نامها را به آدم آموخت‏.

در رابطه با حضرت داود و سليمان (علي نبيِّنا و آله و عليهما السلام) مي‌ فرمايد:

«وَ لَقَدْ آَتَيْنَا دَاوُدَ وَ سُلَيْمَانَ عِلْمًا وَ قَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ . وَ وَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ وَ قَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ» (4)
و به راستى به داود و سليمان دانشى عطا كرديم، و آن دو گفتند: «سپاس خدايى را كه ما را بر بسيارى از بندگانِ با ايمانش برترى داده است.» و سليمان از داود ميراث يافت و گفت: «اى مردم! ما زبان پرندگان را تعليم يافته ‏ايم و از هر چيزى به ما داده شده است. راستى كه اين همان امتياز آشكار است.»

در باب حضرت لوط (علي نبينا و آله و عليه السلام) مي ‌فرمايد:

«وَ لُوطًا آَتَيْنَاهُ حُكْمًا وَ عِلْمًا وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ ...». (5)
و به لوط حكمت و دانش عطا كرديم و او را از آن شهرى كه [مردمش‏] كارهاى پليد [جنسى‏] مى‏ كردند نجات داديم.

و در شأن رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله و سلّم) مي‌ فرمايد:

« و لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لَا نَصِيرٍ» (6)
و چنانچه پس از آن علمى كه تو را حاصل شد، باز از هوسهاى آنان پيروى كنى، در برابر خدا سرپرست و ياورى نخواهى داشت.

پي نوشت ها:

1. العقائد الحقّة، ص 338
2. الجن: 27 - 26
3. البقره: 31
4. النمل: 15_ 16
5. انبياء: 74
6. البقره: 120

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

موسسه فرهنگی هنری غدیرستان کوثر نبی صلی الله علیه و آله و سلم

Please publish modules in offcanvas position.