• 03134490296
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

«العَاصِم لِلصَّالِحِينَ»(قسمت اول)

10. عاصميّت خداوند متعال:

«العَاصِم لِلصَّالِحِينَ»
نگهدارنده و نگهبان شايستگان.

يكي از اسماي حسناي الهي «عاصم» است. در قرآن كريم به آن اشاره شده است و در ادعيه اي كه از معصومين (عليهم السلام) به دست ما رسيده، به صراحت آن را ذكر كرده اند؛ مثلا در دعاي جوشن كبير كه از امام سجاد (عليه السلام) به نقل از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) روايت شده، آمده است:

«يَا عَاصِمَ مَنِ اسْتَعْصَمَه» (1)‏
اي نگهدارنده ي هر كسي به سوي او پناه جويد.

در خطابه ي غدير هم مي خوانيم:

«العَاصِم لِلصَّالِحِينَ»
نگهدارنده و نگهبان شايستگان.

اشاره ي قرآن كريم به اين صفت باري تعالي از جمله در آيه ي زير واقع شده است، آنجا كه در وصف بدكاران فرمود:

«وَ الَّذينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ ...». (2)
و كسانى كه مرتكب بديها شده ‏اند، [بدانند كه‏] جزاى [هر] بدى مانند آن است و خوارى آنان را فرو مى‏ گيرد. در مقابل خدا، هيچ حمايتگرى براى ايشان نيست.

زماني كه خداوند عاصميّت و حفاظت را از غير خود كاملا منتفي مي كند، معلوم مي شود كه تنها او نگهبان و نگهدار بندگان است.

اما معناي دقيق تر اين اسم چيست؟ خوب است براي پاسخ اين سوال بار ديگر از كتاب گرانقدر «التحقيق في كلمات القرآن» استفاده ببريم. مرحوم علامه ي مصطفوي بعد از اين كه معناي واژه ي «عصم» را از چند فرهنگ لغت معتبر نقل مي كند - چنانچه دأب ايشان در اين كتاب اين گونه است - در بيان معناي آن مي گويد:
"اصل واحد در ماده، حفاظت است همراه با دفاع. وقتي گفته مي شود كه فلان چيز را معصوم داشت، يعني آن را حفظ نمود و از او دفاع هم كرد ... از لوازم اصل معنا التجاء و تمسّك و نگهداري و غير اين ها مي باشد. با ملاحظه ي اين دو قيد يعني «حفظ و دفع» چند مرتبه در قرآن كريم اين ماده استعمال شده است. و اين است فرق اصلي بين «عصم» و مادّه هاي ديگر مثل حفظ، دفع، صيانت، منع و ... .

بنابر اين معناي دقيق آيه ي زير چنين مي شود:

«وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» (3)
و خداوند تو را از مردم حفظ مي كند و شرّ آنها را از تو دفع مي گرداند.
در اين آيه و آيات ديگر تنها نظر به حفاظت نيست، زيرا در اين موارد مواجهت با شرّ و ضرر نيز لحاظ شده است و حفاظت به خودي خود اضطراب و پريشاني خاطر را دفع نمي كند، پس لازم است كه حفظ كردن او، با دفع خطرات و آسيب ها باشد. و اين است سرّ لطافت تعبير به اين مادّه.
ايضا اشاره اي دقيق به كمال اقتدار و وسعت نفوذ و سلطه ي خداوند متعال در هر دو جهت حفاظت و دفع و از طرفي ضعف و عجز ماسواي خداوند در برابر خواسته و مشيئت او در اين تعبير وجود دارد. چنانچه فرموده است:

«قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاً» (4)
بگو (اي پيامبر!) چه كسي است كه شما را از خداوند معصوم دارد، اگر او به شما اراده ي بد كرد." (5)

پي نوشتها:

1. المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية)، ص: 251
2. يونس: 27
3. المائدة: 67
4. الأحزاب: 17
5. التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏8، ص: 154

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

موسسه فرهنگی هنری غدیرستان کوثر نبی صلی الله علیه و آله و سلم

Please publish modules in offcanvas position.