• 03134490296
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مالِكَ الْمُلْكِ

چيزي كه معلوم است، در خداوندي كه صاحب فضل عظيم است ذرّه اي بخل راه ندارد و به هركس كه بخواهد، مُلك و فرمانروايي را مي بخشد. در آيه ي كريمه آمده است:

«قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ ...» (1)
بگو (اي پيامبر): بارالها! اي مالك حكومتها! تو به هر كس بخواهى، حكومت مى‏ بخشى و از هر كس بخواهى، حكومت را مى‏گيرى.

پادشاهي نعمت بزرگي است كه بر بعضي از بندگان ارزاني مي دارد؛ تا از طرفي به آنها بخشش و عطاي بزرگ خود را بنماياند و نشان دهد كه او صداي آرزومندان فرمانروايي را مي شنود و بالاخره بر آنها حجّت را تمام مي گرداند.   

از طرف ديگر صاحبان و محروم شدگان آن را در عملكردشان بيازمايد و داستان آنها را عبرتي براي آيندگان قرار دهد؛ توضيح اين كه در برابر هر نعمتي آنان كه نعمت را دارا شده اند، موظّفند از آن به خوبي استفاده كنند و حقوق متعلق به اطرافيان را بپردازند. آنهايي كه نعمت را ندارند، بايستي صبر پيشه كنند و از حسادت ها و بدخواهي ها اجتناب نمايند. چنانچه فرمود:

« ... وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي‏ مَا آتاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَريعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحيم‏» (2)
و بعضى از شما را بر برخى ديگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد. آرى، پروردگار تو زود كيفر است، و [هم‏] او بس آمرزنده مهربان است.

و در جاي ديگر فرمود:

« ... لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ...» (3)
 تا شما را بيازمايد كه كدامتان بهتر عمل مي كند.

در طول تاريخ شاهديم كه ابرار و اشرارِ عالَم صاحب مُلك و فرمانروايي شده اند. در زماني خداوند پادشاهي مصر را به فرعون داد تا او را بيازمايد، اما او با طغيان خود نشان داد كه صلاحيّت آن را ندارد. قرآن كريم در مورد او مي فرمايد:

«وَ نادى‏ فِرْعَوْنُ في‏ قَوْمِهِ قالَ يا قَوْمِ أَ لَيْسَ لي‏ مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْري مِنْ تَحْتي‏ أَ فَلا تُبْصِرُون‏» (4)
 و فرعون در [ميان‏] قوم خود ندا درداد [و] گفت: «اى مردمِ (كشور) من، آيا پادشاهى مصر و اين نهرها كه از (زير كاخهاى‏) من روان است از آنِ من نيست؟ پس مگر نمى ‏بينيد؟

در بيان عاقبت فرعون مي گويد:

« فَكَذَّبَ وَ عَصى‏ - ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعى‏ - فَحَشَرَ فَنادى‏ - فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏ - فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولى‏ - إِنَّ في‏ ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى» (5)
و (فرعون معجزات حضرت موسي - عليه السلام - را ) تكذيب نمود و نافرماني نمود، سپس پشت كرد و به كوشش برخاست، و گروهى را فراهم آورد [و] ندا درداد، و گفت: «من پروردگار بزرگتر شما هستم!» و خدا هم‏ او را به كيفر دنيا و آخرت گرفتار كرد. در حقيقت، براى هر كس كه از خدا بترسد، در اين ماجرا عبرتى است.

در مقابل عدّه اي بوده اند كه با داشتن مُلك و پادشاهي، مرز بندگي خود را فراموش نكردند و از آن تجاوز ننمودند و تا به آخر فرمانبردار خداوند ماندند. در سوره مباركه ي حضرت يوسف (عليه السلام)، عزيز و پادشاه مصر مي خوانيم  آن وقتي كه وي، تحقّق روياي صادقه ي خود را در جمع پدر و مادر و برادران خود ديد، در مقام مناجات با خدا در آمد و اين چنين به خدا عرضه داشت:

«رَبِّ قَدْ آتَيْتَني‏ مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَني‏ مِنْ تَأْويلِ الْأَحاديثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني‏ بِالصَّالِحين» (6)
«پروردگارا! تو به من فرمانروايي دادى و از تعبير خوابها به من آموختى. اى پديدآورنده آسمانها و زمين، تنها تو در دنيا و آخرت مولاى منى؛ مرا مسلمان (و تسليم شده ي خودت) بميران و به شايستگانم ملحق فرما.»‏

به راستي تفاوت آشكاري ميان اين دو فرمانروايي وجود دارد و ما بايد عبرت بگيريم. قرآن كريم در اين باره مي فرمايد:

«لَقَدْ كانَ في‏ قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْباب‏ ...» (7)
 به راستى در داستانها (و سرگذشت) آنان، عبرتى براى خردمندان است.

پي نوشت ها:

1. آل عمران: 26
2. الأنعام: 165
3. هود: 7
4. الزخرف: 51
5. النازعات: 26 - 21
6. يوسف: 101
7. يوسف: 11

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

موسسه فرهنگی هنری غدیرستان کوثر نبی صلی الله علیه و آله و سلم

Please publish modules in offcanvas position.