• 03134490296
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
سه شنبه, 01 اسفند 1396 13:10

احتجاج - در روز رحبه

شهادت 30نفر

وَ مِنْ رِوَايَاتِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ فِي مُسْنَدِهِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى أَبِي الطُّفَيْلِ قَالَ خَطَبَ عَلِيٌّ النَّاسَ فِي الرَّحْبَةِ ثُمَّ قَالَ أَنْشُدُ اللَّهَ كُلَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ ص يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ مَا سَمِعَ لَمَّا قَامَ فَقَامَ ثَلَاثُونَ رَجُلًا مِنَ النَّاسِ قَالَ أَبُو نُعَيْمٍ فَقَامَ أُنَاسٌ كَثِيرٌ فَشَهِدُوا حِينَ أَخَذَ بِيَدِهِ فَقَالَ لِلنَّاسِ

أَ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ قَالُوا نَعَمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ.

احمد بن حنبل به سند خود از «ابى الطفيل» روايت كرده كه گفت: على (عليه السلام) مردم را در «رحبه» جمع كرد و به ايشان فرمود: سوگند مى‏دهم هر مرد مسلمان را كه شنيده است از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم كه در روز غدير خم چه فرمود برخيزد و شهادت دهد و سى نفر برخاستند.
ابو نعيم گفته: جمع كثيرى برخاسته شهادت دادند كه رسول خدا در حالى كه دست آن حضرت را گرفته بود، فرمود: آيا مى‏دانيد كه من به مؤمنين از خودشان اختياردارترم؟ گفتند: بله، يا رسول اللَّه، فرمود: هر كه من مولاى او بودم اين مولاى او است بار الها دوست بدار هر كه را با او دوستى كند و دشمنى كن با هر كس كه با او دشمنى كند.

الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 151
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 316

شهادت دوازده نفر

1- عدّه از صحابه و تابعين و محدثين از على عليه السّلام منحرف بودند و نسبت باو بدگوئى ميكردند و بعضى از آنها براى رسيدن بدنيا و منافع آنى و عاجل آن، مناقب او را كتمان ميكردند و به دشمنان او اعانت مي نمودند! و از جمله آنها انس بن مالك است، على عليه السّلام در رحبه (ميدان بزرگ) قصر (- يا- رحبه مسجد جامع كوفه) سوگند داد كه كدام يك از شما از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله شنيده كه فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه در نتيجه دوازده تن به پاخاستند و بدان شهادت دادند و انس بن مالك كه در ميان آن گروه بود برنخاست، على عليه السّلام فرمود: اى انس چه چيز تو را مانع شد كه برخيزى و شهادت دهى در حاليكه تو نيز (در غدير خم) حضور داشتى؟ گفت: يا امير المؤمنين پير شده‏ام و فراموش نموده‏ام، على عليه السّلام گفت: بار خدايا اگر دروغ ميگويد او را گرفتار كن به سفيدى كه عمامه آنرا نپوشاند، طلحة بن عمير گفت: قسم بخدا بعد از آن بطور آشكار ديدم كه سفيدى بين دو چشم او از برص پيدا شد.
و عثمان بن مطرف گفت: مردى از انس بن مالك در پايان عمرش درباره على بن ابى طالب سئوال نمود، انس در جواب او گفت: من بعد از روز واقعه رحبه قسم‏خوردم كه درباره على عليه السّلام چيزى را كه از من سئوال كنند، كتمان نكنم او در روز قيامت سرور اهل تقوى است، بخدا قسم اين سخن را از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله شما شنيدم.

ترجمه الغدير فى الكتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 55

در جمع ده نفري

عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي لَيْلَى قَالَ قَامَ عَلِيٌّ عليه السلام خَطِيباً فِي الرَّحْبَةِ وَ هُوَ يَقُولُ أَنْشُدُ اللَّهَ امْرَأً شَهِدَ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه و آله آخِذاً يَدَيَّ وَ رَفَعَهُمَا إِلَى السَّمَاءِ وَ هُوَ يَقُولُ يَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِينَ أَ لَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ فَلَمَّا قَالُوا بَلَى قَالَ فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ‏ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ إِلَّا قَامَ فَشَهِدَ بِهَا فَقَامَ بَضْعَةَ عَشَرَ بَدْرِيّاً فَشَهِدُوا بِهَا وَ كَتَمَ أَقْوَامٌ فَدَعَا عَلَيْهِمْ فَمِنْهُمْ مَنْ بَرِصَ وَ مِنْهُمْ مَنْ عَمِيَ وَ مِنْهُمْ مَنْ نَزَلَتْ بِهِ بَلِيَّةٌ فِي الدُّنْيَا فَعُرِفُوا بِذَلِكَ حَتَّى فَارَقُوا الدُّنْيَا.
عبد الرحمن بن ابى ليلى كه على (ع) در رحبه براى سخنرانى بر پا خواست و ميفرمود: بخدا سوگند دهم مردى را كه حاضر بود و ديد رسول خدا (ص) دست مرا بالا برد بسوى آسمان و ميفرمود: «اى گروه مسلمانان آيا نيستم بر شما اولى از خودتان؟ گفتند: چرا، پس فرمود: هر كس را منم مولا على مولاى او است بار خدايا دوست دار دوستش را و دشمن دار دشمنش را و يارى كن هر كه او را يارى كند و سركوب كن هر كه او را سركوب كند» جز اينكه برخيزد و بدان گواهى دهد و ده تن‏ از حاضران كه بدرى بودند (در جهاد بدر شركت داشتند) برخاستند و بدان گواهى دادند و مردمى هم كتمان شهادت كردند و در دنيا دچار بلائى شدند كه بدان معروف گرديدند تا از دنيا رفتند چون آن حضرت بدانها نفرين كرد برخى پيس شدند و برخى كور شدند يا بلاى ديگرى گرفتند تا از دنيا رفتند.

كنز الفوائد، ج‏2، ص: 97‏
گنجينه معارف شيعه إماميه / ترجمه كتاب كنز الفوائد و التعجب، ج‏2، ص: 101

در جمع هفده نفري

1- ابو سليمان مؤذّن، ابن ابى الحديد در جلد 1 شرح نهج البلاغه ص 362 گويد: ابو اسرائيل از حكم روايت كرده و او از سليمان مؤذن اينكه، علي عليه السّلام سوگند داد مردم را كه هر كس از آنها اين فرموده رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را شنيده كه فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه گواهى دهد، پس گروهى بدان شهادت دادند و زيد بن ارقم از شهادت بآن در حاليكه بدان آگاه بود امساك نمود، پس امير المؤمنين عليه السلام او را به نابينائى نفرين فرمود و او نابينا شد، و پس از نابينا شدن داستان اين گفتار رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را براى مردم بيان ميكرد.

2- ابو القاسم، اصبغ بن نباته ،ابن اثير در جلد 3 اسد الغابه ص 307 و در جلد 5 ص 205 از حافظ ابن عقده، از محمّد بن اسماعيل بن اسحاق راشدى روايت نموده و او از محمّد بن خلف نميرى، از على بن حسن عبدى، از اصبغ، كه گفت: على عليه السّلام سوگند داد مردم را در رحبه كه هر كس گفتار رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را در روز غدير خم شنيده برخيزد و بدان گواهى دهد، و فقط كسى برخيزد كه گفتار رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را شخصا شنيده باشد،

جمعى در حدود هفده نفر برخاستند كه در ميان آن گروه، ابو ايوب انصارى، و ابو عمرة بن عمرو بن محصن، و ابو زينب (ابن عوف انصارى)، و سهل بن حنيف، و خزيمة بن ثابت، و عبد اللّه بن ثابت انصارى، و حبشى بن جناده سلولى، و عبيد ابن عازب انصارى، و نعمان بن عجلان انصارى، و ثابت بن وديعه انصارى، و ابو فضاله انصارى، و عبد الرحمن بن عبد رب انصارى، بودند، گروه نامبرده كه بر خاستند، گفتند: ما شهادت ميدهيم كه، شنيديم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود:الا من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغض من ابغضه و اعن من اعانه.

ترجمه الغدير فى الكتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 14

 

در جمع چهار تن از اصحاب نبي

1- عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: خَطَبَنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ قُدَّامَ مِنْبَرِكُمْ هَذَا أَرْبَعَةُ رَهْطٍ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ ص مِنْهُمْ أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ وَ الْبَرَاءُ بْنُ عَازِبٍ الْأَنْصَارِيُّ وَ الْأَشْعَثُ بْنُ قَيْسٍ الْكِنْدِيُّ وَ خَالِدُ بْنُ يَزِيدَ الْبَجَلِيُّ ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ عَلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ فَقَالَ يَا أَنَسُ إِنْ كُنْتَ سَمِعْتَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله يَقُولُ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ [فَهَذَا عَلِيٌ‏] مَوْلَاهُ ثُمَّ لَمْ تَشْهَدْ لِيَ الْيَوْمَ بِالْوَلَايَةِ فَلَا أَمَاتَكَ اللَّهُ حَتَّى يَبْتَلِيَكَ بِبَرَصٍ لَا تُغَطِّيهِ الْعِمَامَةُ وَ أَمَّا أَنْتَ يَا أَشْعَثُ فَإِنْ كُنْتَ سَمِعْتَ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه و آله وَ هُوَ يَقُولُ مَنَ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ ثُمَّ لَمْ تَشْهَدْ لِيَ الْيَوْمَ بِالْوَلَايَةِ فَلَا أَمَاتَكَ اللَّهُ حَتَّى يَذْهَبَ بِكَرِيمَتَيْكَ وَ أَمَّا أَنْتَ يَا خَالِدَ بْنَ يَزِيدَ إِنْ كُنْتَ سَمِعْتَ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه و آله يَقُولُ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ ثُمَّ لَمْ تَشْهَدْ لِيَ الْيَوْمَ بِالْوَلَايَةِ فَلَا أَمَاتَكَ اللَّهُ إِلَّا مِيتَةً جَاهِلِيَّةً وَ أَمَّا أَنْتَ يَا بَرَاءَ بْنَ عَازِبٍ إِنْ كُنْتَ‏سَمِعْتَ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه و آله يَقُولُ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ ثُمَّ لَمْ تَشْهَدْ لِيَ الْيَوْمَ بِالْوَلَايَةِ فَلَا أَمَاتَكَ اللَّهُ إِلَّا حَيْثُ هَاجَرْتَ مِنْهُ قَالَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيُّ وَ اللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُ أَنَسَ بْنَ مَالِكٍ وَ قَدِ ابْتُلِيَ بِبَرَصٍ يُغَطِّيهِ بِالْعِمَامَةِ فَمَا تَسْتُرُهُ وَ لَقَدْ رَأَيْتُ الْأَشْعَثَ بْنَ قَيْسٍ وَ قَدْ ذَهَبَتْ كَرِيمَتَاهُ وَ هُوَ يَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ دُعَاءَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيَّ بِالْعَمَى فِي الدُّنْيَا وَ لَمْ يَدْعُ عَلَيَّ بِالْعَذَابِ فِي الْآخِرَةِ فَأُعَذَّبَ فَأَمَّا خَالِدُ بْنُ يَزِيدَ فَإِنَّهُ مَاتَ فَأَرَادَ أَهْلُهُ أَنْ يَدْفِنُوهُ وَ حُفِرَ لَهُ فِي مَنْزِلِهِ فَدُفِنَ فَسَمِعَتْ بِذَلِكَ كِنْدَةُ فَجَاءَتْ بِالْخَيْلِ وَ الْإِبِلِ فَعَقَرَتْهَا عَلَى بَابِ مَنْزِلِهِ فَمَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً وَ أَمَّا الْبَرَاءُ بْنُ عَازِبٍ فَإِنَّهُ وَلَّاهُ مُعَاوِيَةُ الْيَمَنَ فَمَاتَ بِهَا وَ مِنْهَا كَانَ هَاجَرَ.

جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد: امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام براى ما خطبه خواند حمد خدا كرد و او را ستايش نمود و فرمود:اي مردم،در برابر اين منبر شما چهار كس از بزرگان اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله هستند. انس بن مالك، براء بن عازب انصارى، اشعث بن قيس كندى، خالد بن يريد بجلى، سپس رو به انس بن مالك كرد و فرمود: اى انس اگر از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدى كه مي فرمود هر كه را من مولا و آقايم على مولا و آقاى اوست و امروز به ولايت من گواهى ندهى خدا تو را نميراند تا گرفتار يك پيسى شوى كه عمامه آن را نپوشاند و اما تو اى اشعث اگر از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدى كه ميگفت: هر كه را من مولايم على مولا اوست خدايا دوستش را دوست دار و دشمنش را دشمن باش و امروز به ولايت من گواهى ندهى خدايت نميراند تا دو ديده‏ات را ببرد و اما تو اى خالد بن يزيد اگر شنيده باشى از رسول خدا صلي الله عليه و آله كه ميفرمود:

هر كه را من مولايم على مولا اوست خدايا دوستش را دوست دار و دشمنش را دشمن باش و امروز به ولايت من گواهى ندهى خدا تو را نميراند جز بشيوه مردن جاهليت و اما تو اى براء بن عازب اگر شنيده باشى از رسول خدا صلي الله عليه و آله كه ميفرمود: هر كه را من مولايم على مولا اوست خدايا دوستش را دوست دار و دشمنش را دشمن باش و امروز به ولايت من گواهى ندهى خدا نميراندت جز در آنجا كه از آن مهاجرت كردى جابر بن عبد اللَّه گويد بخدا ديدم انس دچار برص شده و زير عمامه‏اش مخفي مي نمود و ناپديد نميشد. اشعث را ديدم كه دو چشمش را از دست داده بود و ميگفت: حمد خدا را كه دعاى امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام را در كورى دنياى من قرار داد و بر عذاب آخرتم نفرين نكرد تا معذب گردم. خالد بن يزيد مرد و خاندانش خواستند بخاكش سپارند و در منزلش گورش كردند و بخاك رفت، كنده خبر مرگش را شنيدند و اسب و شتر آوردند در منزلش پى كردند و به رسم جاهليت برگزار شد. براء بن عازب را معاويه والى يمن كرد و در آنجا مرد و از آنجا مهاجرت كرده بود.

الأمالي( للصدوق)، النص، مجلس 26 ص: 122


2- از زرّ بن حبيش كه گفت: على بن ابى طالب عليه السّلام از قصر خارج شد و سوارانى كه شمشير حمايل و لثام بر چهره داشتند با آنجناب روبرو شدند و گفتند:
السلام عليك يا امير المؤمنين، و رحمة الله و بركاته، السلام عليك يا مولانا، آنحضرت فرمود: در اينجا چه كسى از اصحاب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله هست؟ خالد بن زيد ابو ايّوب، و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين، و قيس بن سعد بن عباده، و عبد اللّه ابن بديل بن ورقاء بپا خاستند، و همگى آنها شهادت دادند باينكه از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله شنيدند در روز غدير خم كه ميفرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه، پس از آن على عليه السّلام به انس بن مالك و براء بن عازب فرمود: چه مانع شد شما را كه برخيزيد و شهادت دهيد؟ زيرا شما هم شنيده‏ايد همانطور كه اين گروه شنيده‏اند؟ سپس فرمود: بار خدايا اگر اين دو نفر از روى عناد شهادت خود را كتمان نمودند آنها را مبتلا كن، در نتيجه براء بن عازب نابينا شد و قدمهاى انس بن مالك دچار برص شد پس انس بن مالك سوگند ياد كرد كه هيچ منقبتى و فضيلتى را كه درباره على عليه السّلام وجود دارد هرگز كتمان نكند، و اما براء بن عازب، از منزل خود سئوال ميكرد و باو نشانى ميدادند، پس ميگفت چگونه راهنمائى و ارشاد ميشود كسيكه مورد اصابت نفرين واقع شده؟!

ترجمه الغدير فى الكتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 51

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

موسسه فرهنگی هنری غدیرستان کوثر نبی صلی الله علیه و آله و سلم

Please publish modules in offcanvas position.