• 03134490296
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شنبه, 30 دی 1396 13:36

غدير در سيره حضرت فاطمه / هنگام آتش زدن در خانه

غدير در سيره حضرت فاطمه / هنگام آتش زدن در خانه

1- عن عبد الله بن عبد الرحمن قال: ثم إن عمر احتزم بإزاره و جعل يطوف بالمدينة و ينادي أن أبا بكر قد بويع له فهلموا إلى البيعة فينثال الناس فيبايعون فعرف أن جماعة في بيوت مستترون فكان يقصدهم في جمع فيكبسهم و يحضرهم في المسجد فيبايعون حتى إذا مضت أيام أقبل في جمع كثير إلى منزل علي بن أبي طالب ع فطالبه بالخروج فأبى فدعا عمر بحطب و نار و قال و الذي نفس عمر بيده ليخرجن أو لأحرقنه على ما فيه فقيل له إن فيه فاطمة بنت رسول الله ص و ولد رسول الله و آثار رسول الله فأنكر الناس ذلك من قوله فلما عرف إنكارهم قال ما بالكم أ تروني فعلت ذلك إنما أردت التهويل فراسلهم علي أن ليس إلى خروجي حيلة لأني في جمع كتاب الله الذي قد نبذتموه و ألهتكم الدنيا عنه و قد حلفت أن لا أخرج من بيتي و لا أضع ردائي على عاتقي حتى‏أجمع القرآن قال و خرجت فاطمة بنت رسول الله ص إليهم فوقفت على الباب ثم قالت لا عهد لي بقوم أسوأ محضرا منكم تركتم رسول الله جنازة بين أيدينا و قطعتم أمركم فيما بينكم فلم تؤمرونا و لم تروا لنا حقنا كأنكم لم تعلموا ما قال يوم غدير خم و الله لقد عقد له يومئذ الولاء ليقطع منكم بذلك منها الرجاء و لكنكم قطعتم الأسباب بينكم و بين نبيكم و الله حسيب بيننا و بينكم في الدنيا و الآخرة.

از عبد الله بن عبد الرحمن نقل شده كه گفت: سپس عمر [پس از ماجراى سقيفه‏] با عزمى در تمام كوچه و محلات مدينه به راه افتاده و ندا مى‏كرد: اهالى مدينه! آگاه باشيد كه با أبو بكر بيعت شده، پس هر چه زودتر براى بيعت با او بسويش آئيد!. پس مردم از هر سوى آمده و بيعت نمودند، در اين وقت عمر تمام افرادى كه در خانه‏هاشان مخفى شده بودند را به مسجد احضار نموده و وادار به بيعت مى‏كرد، تا اينكه چند روزى از اين جريان گذشت با گروه زيادى به درب منزل على عليه السلام رفته و او را اجبار به خروج از منزل نمود، ولى آن حضرت خوددارى فرمود. در اين وقت عمر هيزم و آتش طلبيده و گفت:قسم به آنكه جان عمر در دست اوست يا خارج مى‏شود يا خانه را با هر چه در آنست به آتش كشم!. يكى از حاضرين به او گفت: در آن خانه دخت گرامى پيامبر حضرت فاطمه و فرزندان پيامبر حسن و حسين و آثار رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏باشد! و بيشتر مردم اين كار را ناپسند و مكروه داشتند.
عمر چون انكار مردم را نسبت بكار خود دريافت، گفت: شما را چه شده، منظور من ترساندن بوده نه عمل كردن به آن. و على بن ابى طالب فردى را نزد ايشان فرستاد كه من سوگند خورده و عهد نموده‏ام تا اتمام جمع‏آورى قرآن عبا بر دوش نينداخته و از خانه بيرون نيايم، همان قرآنى كه شما آن را ترك نموده و فريب دنيا و بازيهايش را خورديد.
سپس حضرت فاطمه عليها السلام به پشت درب آمده و فرمود: در تمام عمر خود هيچ قومى را نمى‏شناسم كه بى‏وفاتر و بى‏عاطفه‏تر از شماها باشند، جنازه رسول خدا را نزد ما گذاشته و سرگرم كار خود و بدست آوردن خلافت شديد، نه مشورتى با ما نموديد و نه كمترين حقى براى ما قائل شديد، گويا شما هيچ اطلاعى از فرمايش پيامبر در روز غدير خم نداشتيد، بخدا سوگند در همان روز آنچنان امر ولايت را محكم ساخت كه جاى هر طمع و اميدى براى شما باقى نگذاشت، ولى شما آن را رعايت نكرده و هر رابطه‏اى را با پيامبرتان قطع نموديد، البته خداوند متعال ميان ما و شما حاكم خواهد فرمود.

الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص: 80
الإحتجاج / ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 186
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏28، ص: 204

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

موسسه فرهنگی هنری غدیرستان کوثر نبی صلی الله علیه و آله و سلم

Please publish modules in offcanvas position.