همراه ما باشید با :

    •  مهندسی تبلیغ غدیر 
    •  شیوه های تبلیغ غدیر در گذشته ، حال و آینده 
    •  تجربه ی مهندسی تبلیغ غدیر در موسسه غدیرستان 

لطفا احادیثی که در آن پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)...

پرسش:

با سلام لطفا احادیثی که در آن پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) ، امام علی (علیه السلام) و یا ائمه را به جانشینی خود معرفی کردند را برایمان بفرستید .ممنون

پاسخ:

۱-حدیث ثقلین

شخصی به امیر المؤمنین عرض کرد:حجّت خدا در زمین را برایم نام ببر. فرمود: کسانى که خداوند ایشان را با خود و پیامبرش قرین نموده و فرموده است: أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ  یعنى: از خدا و پیامبر و اولى الامرتان پیروى کنید.
عرض کرد: برایم روشن نمائید. فرمود: آنان که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در آخرین خطبه‏اى که خواند و همان روز از دنیا رفت چنین فرمود: من در میان شما دو چیز باقى گذاردم که تا به آن دو تمسّک کرده‏اید هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خداوند و اهل بیتم. خداوند لطیف خبیر با من عهد کرده است که آن دو از یک دیگر جدا نمى‏شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند مانند این دو و حضرت به دو انگشت سبابه خود اشاره فرمودند و نمى‏گویم مثل این دو و حضرت به انگشت سبابه و وسط اشاره کردند- زیرا یکى از این دو جلوتر از دیگرى است. پس به این دو تمسّک کنید تا گمراه نشوید، و از آنان پیشى نگیرید که هلاک مى‏شوید، و از آنان عقب نمانید که متفرّق مى‏شوید، و به آنان چیزى یاد ندهید که از شما عالم‏ترند.
عرض کرد: یا امیر المؤمنین،او را برایم نام ببر. فرمود: کسى که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله او را در غدیر خم نصب کرد و به آنان خبر داد که او نسبت به آنان صاحب اختیارتر از خودشان است، و سپس به آنان دستور داد تا حاضران غائبان را آگاه نمایند.
عرض کرد: یا امیر المؤمنین، آن شما هستید؟ فرمود: من اوّل و افضل آنها هستم.
سپس پسرم حسن بعد از من نسبت به مؤمنین صاحب اختیارتر از خودشان است. سپس پسرم حسین بعد از او نسبت به مؤمنین صاحب اختیارتر از خودشان است. و سپس‏جانشینان پیامبر صلى اللَّه علیه و آله هستند تا بر سر حوض کوثر یکى پس از دیگرى به خدمت او وارد شوند.
آن مرد نزد على علیه السّلام رفت و سر حضرت را بوسید و سپس عرض کرد: برایم روشن کردى و مشکلم را حل کردى و هر مشکلى در قلبم بود از بین بردى.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: ۲۶۲

۲-در شب معراج

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: شبى که خداوند مرا به آسمانها برد به من وحى فرمود: اى محمد چه کسى را در زمین بر امّت خود خلیفه قرار دادى؟ و خودش داناتر بود (به این سؤال)عرض کردم: پروردگارا برادرم را فرمود:على بن ابى طالب؟ عرض کردم: آرى پروردگارا، فرمود: اى محمد من به زمین توجّهى کردم و از آن تو را برگزیدم، پس در جایى نام من برده نمى‏شود تا اینکه نام تو نیز با من برده شود، من محمودم و تو محمد، سپس بر زمین توجّه دیگرى کردم و از آن على بن ابى طالب را برگزیدم و او را وصى تو قرار دادم، و تو سیّد پیغمبرانى و علىّ سیّد اوصیاء است، پس براى او نامى از نامهاى خود جدا کردم من اعلایم و او على است؛ اى محمد من على و فاطمه و حسن و حسین و امامان را از یک نور آفریدم، سپس ولایت آنها را بر ملائکه عرضه داشتم، هر که پذیرفت از مقرّبان شد، و هر که نپذیرفت در زمره کافران قرار گرفت. اى محمد اگر بنده‏اى از بندگانم مرا عبادت کند تا (به‏حدّى) که بریده شود، و پس از آن در حال انکار ولایت شما نزد من آید او را در آتش داخل کنم، سپس فرمود: اى محمد مى‏خواهى ایشان را ببینى؟ عرض کردم: آرى، فرمود: برخیز و پیش رویت نگاه کن، به جلو رفتم (و نظر کردم) دیدم على بن ابى طالب و حسن و حسین و على بن الحسین و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على و حجت قائم علیه السّلام مانند ستاره درخشانى در وسط آنها بود. عرض کردم: بار خدایا اینها کیانند؟ فرمود: ایشان امامانند، و این هم قائم است، که حلال مرا حلال و حرام را حرام نماید، و از دشمنانم انتقام گیرد اى محمد او را دوست دار، زیرا من دوستش دارم، و دوست دارم هر که او را دوست بدارد.
الإنصاف فی النص على الأئمه الإثنی عشرعلیهم السلام/ترجمه رسولى محلاتى،ص: ۱۷۴

۳- حدیث یوم الدار

بر اساس آنچه در تواریخ اسلامى آمده، پیامبر صلی الله علیه و آله در سال سوم بعثت مامور ابلاغ این دعوت شد زیرا تا آن زمان، دعوت مخفیانه انجام مى‏گرفت،و تعداد کمى اسلام را پذیرا شده بودند، امام هنگامى که آیه وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ و آیه فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ (سوره حج آیه ۹۴) نازل گردید پیغمبر صلی الله علیه و آله مامور شد دعوت خود را آشکار سازد، و نخست از خویشاوندان شروع کند.
اما کیفیت این ابلاغ و انذار به طور اجمال چنین بوده که پیامبر صلی الله علیه و آله بستگان نزدیکش را به خانه ابو طالب دعوت کرد، آنها در آن روز حدود چهل نفر بودند، و از عموهاى پیامبر صلی الله علیه و آله ابو طالب و حمزه و ابو لهب حضور داشتند، پس از صرف غذا هنگامى که پیامبر صلی الله علیه و آله مى‏خواست وظیفه خود را ابلاغ کند، ابو لهب با گفته‏هاى خود زمینه را از میان برد، لذا فرداى همان روز پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را دعوت دیگرى به غذا کرد.
بعد از صرف غذا چنین فرمود:اى فرزندان عبد المطلب! من به خدا سوگند هیچ جوانى را در عرب نمى‏شناسم که براى قومش چیزى بهتر از آنچه من آورده‏ام آورده باشد، من خیر دنیا و آخرت را براى شما آورده‏ام، و خداوند به من دستور داده است که شما را دعوت به این آئین کنم، کدامیک از شما مرا در این کار یارى خواهید کرد، تا برادر من و وصى و جانشین من باشید؟.
جمعیت همگى سر باز زدند جز على علیه السلام که از همه کوچکتر بود برخاست و عرض کرد: اى پیامبر خدا! من در این راه یار و یاور توام، پیامبر صلی الله علیه و آله دست بر گردن على علیه السلام نهاد و فرمود:
ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیکم فاسمعوا له و اطیعوه:
این برادر و وصى و جانشین من در شما است، سخن او را بشنوید و فرمانش را اطاعت کنید.جمعیت از جابر خاستند در حالى که خنده تمسخرآمیزى بر لب داشتند و به ابو طالب مى‏گفتند: به تو دستور مى‏دهد که گوش به فرمان پسرت کنى، و از وى اطاعت نمایى! این حدیث را بسیارى از دانشمندان اهل سنت، همچون ابن ابى جریر و ابن ابى حاتم و ابن مردویه و ابو نعیم و بیهقى و ثعلبى و طبرى نقل کرده‏اند، و ابن اثیر در جلد دوم کتاب کامل این سخن را آورده است.
تفسیر نمونه، ج‏۱۵، ص: ۳۷۲

۴-حدیث معروف جابر از رسول خدا صلی الله علیه و آله در تفسیر اولی الامر

عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ الْجُعْفِیِّ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیَّ یَقُولُ لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى عَلَى نَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَدْ عَرَفْنَا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‏فَمَنْ أُولُو الْأَمْرِ مِنْکُمْ الَّذِینَ قَرَنَ اللَّهُ طَاعَتَهُمْ بِطَاعَتِکَ فَقَالَ صلی الله علیه و آله خُلَفَائِی وَ أَئِمَّهُ الْمُسْلِمِینَ بَعْدِی أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْمَعْرُوفُ بالتوراه [فِی التَّوْرَاهِ] بِالْبَاقِرِ وَ سَتُدْرِکُهُ یَا جَابِرُ فَإِذَا لَقِیتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّی السَّلَامَ ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ سَمِیِّی وَ کَنِیِّی حَجَّهُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ نفسه [بَقِیَّتُهُ‏] فِی عِبَادِهِ ابْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ذَلِکَ الَّذِی یَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرُهُ عَلَى یَدِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا ذَلِکَ الَّذِی یَغِیبُ عَنْ شِیعَتِهِ وَ أَوْلِیَائِهِ غَیْبَهً لَا یَثْبُتُ فِیهَا عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ إِلَّا مَنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ قَالَ جَابِرٌ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَهَلْ لِشِیعَتِهِ الِانْتِفَاعُ بِهِ فَقَالَ صلی الله علیه و آله وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّهِ إِنَّهُمْ لَیَسْتَضِیئُونَ بِنُورِهِ‏وَ یَنْتَفِعُونَ بِوَلَایَتِهِ فِی غَیْبَتِهِ کَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ إِنْ سَتَرَهَا سَحَابٌ یَا جَابِرُ هَذَا مِنْ مَکْنُونِ سِرِّ اللَّهِ وَ مَخْزُونِ عِلْمِ اللَّهِ فَاکْتُمْهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِه‏.
از جابر بن یزید جعفى از یزید جعفى از جابر بن عبد اللَّه‏انصارى حدیث کند که گفت: چون خداى تعالى این آیه را بر پیغمبر اکرم نازل فرمود:اى کسانى که ایمان آورده‏اید خداى را اطاعت کنید و پیغمبر و صاحبان امر خویش را فرمان برید،سوره نساء،آیه ۶۰ عرض کردم: اى رسول خدا ما خدا و پیغمبر را شناخته‏ایم (اکنون بیان فرما) صاحبان امرى که خداوند فرمانبردارى ایشان را به فرمانبردارى خودش همراه و قرین کرده کیانند؟ فرمود: اى جابر! جانشینان و امامان مسلمین بعد از من، نخستین آنها: على بن ابى طالب سپس حسن و پس از او حسین و سپس على بن الحسین و پس از او محمد بن على است که در تورات به باقر معروف است، و اى جابر تو او را درک خواهى کرد، پس هر گاه او را ملاقات کردى سلام مرا به او برسان، و پس از او صادق جعفر بن محمد سپس موسى بن جعفر و پس از او على بن موسى سپس محمد بن على و پس از او على بن محمد سپس حسن بن على و پس از او همنام و هم کنیه من، حجت خداى تعالى در زمین و بقیه اللَّه در میان بندگان او، فرزند حسن بن على،همان کسى که خداوند شرق و غرب زمین را به دست او بگشاید. آن کسى که از شیعیان و دوستانش پنهان شود و غیبت کند؛ غیبتى که در آن غیبت به اعتقاد به امامت او پابرجا نماند مگر کسى که خداوند قلبش را به ایمان آزمایش کرده است. جابر گوید، عرض کردم: اى رسول خدا، آیا براى شیعیانش در حال غیبت او بهره و نفعى از او هست؟ فرمود: آرى قسم به آنکه مرا به راستى به پیغمبرى مبعوث فرموده، ایشان به نور او روشنى جویند، و به ولایت او بهره‏مند شوند همان گونه که مردم به خورشید بهره‏مند شوند اگر چه ابر آن را بپوشاند، اى جابر این (که برایت گفتم) از اسرار مکنونه، و علم مخزون خدا است، جز از اهلش او را پوشیده‏دار.
الإنصاف فی النص على الأئمه الإثنی عشرعلیهم السلام/ترجمه رسولى محلاتى،ص: ۱۷۶

۵-حدیث غدیر از زبان امیرالمومنین علیه السلام

إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام خَطَبَ النَّاسَ بِالْمَدِینَهِ بَعْدَ سَبْعَهِ أَیَّامٍ مِنْ وَفَاهِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ ذَلِکَ حِینَ فَرَغَ مِنْ جَمْعِ الْقُرْآنِ وَ تَأْلِیفِه‏.... فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِلَى حَجَّهِ الْوَدَاعِ ثُمَّ صَارَ إِلَى غَدِیرِ خُمٍّ فَأَمَرَ فَأُصْلِحَ لَهُ شِبْهُ الْمِنْبَرِ ثُمَّ عَلَاهُ وَ أَخَذَ بِعَضُدِی حَتَّى رُئِیَ بَیَاضُ إِبْطَیْهِ رَافِعاً صَوْتَهُ قَائِلًا فِی مَحْفِلِهِ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ فَکَانَتْ عَلَى وَلَایَتِی وَلَایَهُ اللَّهِ وَ عَلَى عَدَاوَتِی عَدَاوَهُ اللَّهِ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ، الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً فَکَانَتْ وَلَایَتِی کَمَالَ الدِّینِ وَ رِضَا الرَّبِّ جَلَّ ذِکْرُهُ.
همانا امیر مؤمنان علیه السّلام پس از اینکه هفت روز از وفات پیغمبرصلی الله علیه و آله گذشت در مدینه براى مردم خطبه‏اى ایراد فرمود و این خطبه پس از آنى بود که از جمع‏آورى قرآن و گرد آوردن آن فراغت جسته بود و در آن خطبه چنین فرمود:....
پس رسول خدا بسفر حجه الوداع رفت و سپس بغدیر خم آمد و در آنجا دستور داد شبیه منبرى برایش ساختند و بالاى آن رفت و بازوى مرا گرفته بلند کرد بدانسان که زیر بغلش نمودار شد و با آواز بلند در آن انجمن فرمود:
هر که را من سرور و مولى هستم على سرور و مولاى او است، خدایا دوست بدار هر که دوستش دارد و دشمن بدار هر که دشمنش دارد و خداى عز و جل در باره جریان آن روز (این آیه را) نازل فرمود: امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما انتخاب کردم (سوره مائده آیه ۳) پس ولایت من کمال دین و انتخاب و پسند پروردگار جل ذکره گردید.
روضه کافى،ترجمه رسولى محلاتى، ج‏۱، ص: ۳۸

۶-امامان همه از قریش هستند

سید بن طاوس در طرائف از بخارى به سند خود از جابر بن سمره حدیث کند که‏
گفت: شنیدم از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله که مى‏فرمود: پس از من دوازده نفر امیر هستند، سپس کلامى فرمود که من نشنیدم، و پدرم گفت: که آن حضرت فرمود: همه آنها از قریشند.
الإنصاف فی النص على الأئمه الإثنی عشرعلیهم السلام/ترجمه رسولى محلاتى،ص: ۱۶۶

۷-امامان به عدد اسباط بنی اسرائیل اند

از ایاس بن سلمه بن اکوع از أبى ایوب انصارى حدیث کند که گفت:شنیدم از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله که مى‏فرمود: من سید پیغمبران و على سید اوصیاء و دو سبط من بهترین سبطهایند، و امامان معصوم از صلب حسین علیه السّلام از ما هستند، و مهدى این امّت از ما است، عربى بادیه‏نشین به پا خواست و عرض کرد: اى رسول خدا! امامان بعد از تو چند نفرند؟فرمود: به عدد سبطهاى (یهود) و حواریین عیسى و نقیبان بنى اسرائیل هستند.
الإنصاف فی النص على الأئمه الإثنی عشرعلیهم السلام/ترجمه رسولى محلاتى،ص: ۱۶۴

۸- به نقل از امام حسن علیه السّلام از اجدادشان تا رسول خدا صلی الله علیه و آله

هشام بن محمّد از پدر خود نقل کرد که حضرت امام حسن علیه السّلام پس از شهادت پدر خود امیر المؤمنین علیه السّلام در ضمن سخنرانى خود فرمود: پیامبر اکرم بمن خبر داده که امامت در اختیار دوازده امام از اهل بیت اوست که بر گزیده‏اند هیچ کدام از ما نیست مگر اینکه یا مسموم مى‏شود و یا مقتول.
بخش امامت ( ترجمه جلد ۲۳ تا ۲۷بحار الأنوار)، ج‏۵، ص: ۱۷۸

۹-به نقل از امام سجاد علیه السلام از اجدادشان تا رسول خدا صلی الله علیه و آله

از حضرت سید العابدین على بن الحسین از حضرت سید الشهداء از امیر المؤمنین علیهم السّلام حدیث کند که پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: امامان بعد از من دوازده نفرند که اى على اول ایشان تویى و آخرشان قائم است، که خداوند به دست او شرق و غرب زمین را بگشاید.
الإنصاف فی النص على الأئمه الإثنی عشرعلیهم السلام/ترجمه رسولى محلاتى،ص: ۱۷۱

۱۰-به نقل از امام باقر علیه السلام از اجدادشان تا رسول خدا صلی الله علیه و آله

شیخ صدوق در کتاب نصوص از ابان بن تغلب از حضرت باقر علیه السّلام حدیث کند که از آن حضرت از امامان پرسیدم؟ فرمود: به خدا سوگند عهد و سفارشى که پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله به ما فرموده این است که امامان پس از او دوازده نفرند، که نه نفر از صلب حسین علیه السّلام هستند و از ما است مهدى، آن کسى که در آخر الزمان به دین (حق) قیام کند؛ هر که ما را دوست دارد از قبر خویش با ما محشور گردد، و هر که ما را دشمن دارد یا ردّ کند یا یکى از ما را ردّ کند از قبر خویش به سوى آتش محشور شود، و آنکه دروغ بندد همانا زیان کند.
الإنصاف فی النص على الأئمه الإثنی عشرعلیهم السلام/ترجمه رسولى محلاتى،ص: ۲۹

۱۱-به نقل ازعبد اللَّه بن جعفر طیّار

سلیم بن قیس هلالى مى‏گوید: از عبد اللَّه بن جعفر الطیّار شنیدم که مى‏گفت:
من و حسن و حسین و عبد اللَّه بن عباس و عمر بن سلمه و اسمامه بن زید نزد معاویه بودیم، میان من و معاویه سخنانى رد و بدل شد و من به معاویه گفتم: از پیامبر خدا شنیدم که مى‏فرمود: من نسبت به مؤمنان از خودشان اولى‏تر هستم، سپس برادرم على بن ابى طالب علیه السلام به مؤمنان از خودشان اولى‏تر است و چون على شهید شد، حسن بن على به مؤمنان از خودشان اولى‏تر است. سپس پسرش حسین به مؤمنان از خودشان اولى‏تر است، و چون شهید شد، پسرش على بن الحسین‏ به مؤمنان از خودشان اولى‏تر است، سپس پسرم محمد بن على الباقر به مؤمنان از خودشان اولى‏تر است. و تو اى حسین، او را درک خواهى کرد. سپس آن را تا دوازده امام تکمیل کرد که نه امام از نسل حسین علیه السلام خواهد بود.
الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏۲، ص: ۲۲۳

۱۲-به نقل ازعبد الله بن مسعود

مسروق مى‏گوید: در حالى که پیش عبد الله بن مسعود بودیم و قرآنهاى خود را بر او عرضه مى‏داشتیم، ناگهان مرد جوانى از او پرسید: آیا پیامبر شما به شما نگفته است که پس از او چند خلیفه خواهد بود؟ ابن مسعود گفت: تو جوان و کم سن و سالى و عجیب است که هیچ کس پیش از تو در این مورد از من نپرسیده است. آرى، پیامبر ما که درود خدا بر او و خاندانش باد با ما عهد فرموده و گفته است که پس از او دوازده خلیفه خواهند بود به شمار نقیبان بنى اسرائیل.
روضه الواعظین / ترجمه مهدوى دامغانى، ص: ۴۲۶

واحد پاسخگویی به سوالات

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

موسسه فرهنگی هنری غدیرستان

غدیرمیثاق آسمانی انسان با خداست، چرا که در آن روز دین خدا کامل و نعمت الهی بر انسان به نهایت رسید

غدیر عنوانِ عقیده و دینِ ماست، و اعتقاد به آن، یعنی ایمان کامل به معبود و شکر گزاری انسان در مقابل همه نعمتهای نازل شده او.

بر اساس امر به تبلیغ و معرفی امیرالمومنین علی علیه السلام در آیه شریفه : یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ؛ تبلیغ و بازگویی واقعه غدیر و انجام سفارش پیامبر  صلی الله علیه و آله وسلم در رساندن پیام غدیر، بر تمامی مؤمنین واجب می شود و سر پیچی از این واجب الهی گناهی است نا بخشودنی.

 

جهت تعجیل در فرج

وارث غدیر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات

غدیر

غدیر

غدیرخم

غدیرستان

علی عليه السلام

امیرالمومنین عليه السلام

ghadir

غدیر خم

موسسه غديرستان